تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
مدارس بر ما حلال باشذ و نمىخواهم كه فتوى ازين « 1 » خاندان تقوى منقطع شوذ و همچنان در وقت استغراق و سماع اصحاب كرام دوات و قلم حاضر داشتندى تا همچنان مطالعه ناكرده مطّلع حال شذى و جواب صواب ثبت فرموذى ؛ اتّفاقا روزى در مسئلهء مشكل مختلف فيه جواب نبشت و آن فتوى را بدست شمس الدين ماردينى داذند ، قبول نكرد و انكار نموذ و آن فتوى را به خدمت قاضى سراج الدين برده در بطلان جواب فتوى طاماتى فرونهاذند ؛ مگر مولانا امام اختيار الدين در آن مجمع حاضر بوذه ، بحث‌كنان برخاست و به حضرت مولانا صورت ماجرا را عرضه داشت ، حضرت مولانا تبسّمى فرموذه گفت : برو بموالى سلام ما برسان و بگو : تحقيق مسئله ناكرده در حقّ « 9 » درويشان طعنه زذن مصلحت نباشذ ؛ فىالجمله خدمت مولانا شمس الدين را كتابيست در دو جلد ، در شرح فتاوى كه آن را در شهر حلب خريذه بوذ به مبلغ چهل درم و مدتيست كه به مطالعهء آن كتاب مشغول نشذه است ، از كتبخانه طلب كنذ و در وسط كتاب در هشتمين سطر نظر كنذ تا مشكل حل شوذ ؛ در حال اختيار الدين رفته احوال را كما كان تقرير كرد ؛ تمامت علما بر سر پا خاسته عذرها خواستند ؛ شمس الدين ماردينى گفت : بلى اين كه دو مجلّد كتاب را به مبلغ چهل درم در حلب خريذه بوذيم راست است و آنچ به مطالعهء آن مشغول نگشته‌ام هم واقع و اين كرامات عظيم است ، باقى را احتياط بايذ كردن ؛ قاضى سراج الدين فرموذ تا كتب را اينجا بيارند ؛ فرزند مولانا شمس الدين ماردينى رفته آن كتب را « 19 » بياورد ؛ بر مقتضاى اشارتى كه كرده بوذ ورق ورق شمرده در همان . . . . . . . . . .
هامش
( 1 ) ازينZK: از آنB- - ( 9 ) در حقّZK: -B- - ( 19 ) آن كتب راZB: آن كتاب راK