( 3 / 223 )
الحكاية
: « 1 » همچنان « 2 » حضرت ولد فرموذ كه در اجلاس مدرسهء اتابكيّه تمامت علماى كبار و مشايخ اخيار و امراى ديندار حاضر بوذند و ارسلاندغمش اتابك ميان بسته بندگى مىكرد و مدرّس خدمت مولانا شمس الدين ماردينى بوذ ، در مسند تدريس نشسته ، همانا كه « 4 » به طرف راست « 5 » او قاضى سراج الدين و به طرف چب شيخ صدر الدين بوذ و باقى اكابر پر نشسته بوذند ؛ آخرالامر حضرت « 6 » پذرم رسيذ ؛ تنها چون درآمذ سلام داذ و در ميان كنار صفّه كه جاى نقيبت است « 7 » بنشست ، تا حدّى كه دامن مباركش زير صفّه آويخته بوذ ؛ فى الحال پروانه و صاحب و نايب و مجد الدين اتابك برخاستند و در جنب مولانا آمذند ؛ همانا كه حضرت پذرم سر در پيش انداخته به كس نپرداخت ؛ قاضى سراج الدين بيامذ و دست مولانا را بوسيذه بستذ و بالاى خوذ بنشاند بلابهاى تمام و شمس الدين ماردينى عذر مىخواست كه اين همه جمعيّت براى بندهء شماست كه مريد و بنده است ؛ همانا كه جمعيّت خذاوندگار بالاى ملكوت است ، تا نماز پيشين مولانا در معرفت و گرمى بوذ ، چنانك امراء و علماء جامها چاك كردند ؛ بعد از آن سماع شذ تا شبهنگام
( 3 / 224 ) همچنان « 16 » حضرت ولد نقل فرموذ كه خدمت شيخ صدر الدين را اوّل در حقّ مولانا انكار عظيم بوذ ؛ شبى در خواب ديذ كه پاى مبارك مولانا را مغمّزى « 18 » مىكرد ؛ بيذار شذ استغفار كرده دوم « 19 » بار باز همچنان
هامش
( 3 / 223 - 224 )Z87Bآ 81 آK157072 , I , H ; 433 , I , T
( 1 ) الحكايةKB: منقولست كهZ- -
( 2 ) همچنانZK: -B- -
( 4 ) كهZB: -K- -
( 5 ) راستKB: -Z- -
( 6 ) حضرتKB: + مولاناZ- -
( 7 ) جاى نقيبستKB: جايستZ- -
( 16 ) همچنانKB: منقولست كهZ- -
( 18 ) مغمزىZB: مغامزىK- -
( 19 ) دومBKبازZ