تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
بهاء الدين ما هفت‌ساله بوذه و براذرش علاء الدين هشت‌ساله بوذ كه در قلعهء قره‌حصار دوله بدر الدين گوهرتاش دزدار ، ايشان را سنّت كرد ؛ مولاناى بزرگ فرموذ كه ماذرشان حاضر نيست ؛ بگريند « 3 » و او را خوش نيايذ ؛ گفت : بانواع جواب بگويم ؛ چون عروسى آغاز كردند تمامت امرا و نوّاب سلطان علاء الدين حاضر بوذند ؛ جملهء قلعه را آراستند از جامهاى نفيس و سلاحهاى ثمين و پاذشاه اسلام در آن مجمع خاضر بوذ ؛ چنان عروسى كردند كه در هيچ عهدى نبوذه است و چندانى بندگى نموذ كه لا تسأل ( 3 / 221 ) همچنان حضرت ولد فرموذ « 9 » : چون سلطان جدّم را به قونيه دعوت كرد بعد از سالى خدمت امير موسى باز حضرت « 10 » جدّم را به لارنده دعوت كرده « 11 » حضرت پذرم را داماذ كردند و من آن جايگاه به وجوذ آمذم ( 3 / 222 ) همچنان « 13 » ولد فرموذ كه روزى دو فقيه ترك به زيارت پذرم آمذه بوذند و اندكى عدس هديه آورده و از حقارت آن شرمنده مىشذند ؛ حكايتى فرموذ كه روزى حقّ تعالى بمصطفى عليه السلام وحى فرستاذ كه تا اصحاب الباب براى من مال و اسباب دهند ؛ اشارت كرد تا هر يكى بوسع طاقت و امكان استطاعت خوذ مال آوردند ؛ بعضى نيمهء مال آورد « 18 » و بعضى ثلت مال و ابو بكر ما جملهء مال خوذ آورده ؛ تا مالهاى بىحدّ حاصل شذ ، بعضى اشتر ، بعضى زر ، . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 221 - 222 )Z87 آب -B81 ب آ -K156 - 157862 , I , H ; 233 , I , T
( 3 ) بكريندZK: بكويندB- - ( 9 ) حضرت ولد فرموذZB: -K- - ( 10 ) حضرتKB: به حضرتZ- - ( 11 ) كردهZB: كردK- - ( 13 ) همچنانKB: و كويندZ- - ( 18 ) آوردZB: -K