تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
خدمت خواجه مجد الدين مردى بوذ منعم و صاحب « 1 » يسار و خير « 2 » و هرچه داشتى از عروض و نقود همه را فداى حضرت مولانا كرده بوذ ، تا حدّى كه دو سه صندوق و تخته جامها از پوششهاى دوخته نگاه مىداشت ، مثل دستارهاى شاش هندى و فرجيهاى هندبارى نفيس و پيراهن و غيره و كفشها و موزه‌ها ؛ از هر يكى دو سه دسته ساخته و نهاذه بوذ و چون حضرت مولانا در حالت سماع و امّا جائى ديگر به گويندگان و مردم بخشش فرموذى ، در حال خواجه مجد الدين معدّ « 7 » داشتى و در حقّ مذكور عنايت موفور مبذول بوذ ؛ مگر در زمان هؤلاو خان كه با لشكر گران در بلاد روم هجوم كرده خرابيها كرده بوذند و فترتى عظيم « 10 » در مسلمانان واقع شذه مذكور را هزار سر گوسفند پرورى بوذه ؛ قوى مشوّش شذه كه آنها را چه كنذ و به كجا برذ ؟ برخاست و به حضرت مولانا آمذ و قضيّه را بازگفت ؛ فرموذ كه هيچ غم مخور ، شيرى را بگمارم تا گوسفندان ترا از شرّ گرگان گرگين نگاه دارذ ؛ همچنان در حوالىء قونيه هر گوسفندى و مواشى كه بوذ تمامت را « 15 » لشكر مغل به تاراج برده بعنايت حق اصلا از گوسفندان او برّهء كم نشذ ( 3 / 166 ) همچنان مگر روزى منعمى را به حضرت « 17 » مولانا آورده بوذ تا زيارت كنذ ؛ مولانا برخاست و در سقايه « 18 » درآمذه دير كشيذ ؛ مجد الدين . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 166 )Z74 بB70 آK127132 , I , H ; 282 , I , T
( 1 ) و صاحبKB: + مالZ- - ( 2 ) خيرZK: خيّرB- - ( 7 ) معدBK: معددZ- - ( 10 ) عظيمBK: -Z- - ( 15 ) تمامت راBK: + ازZ- - ( 17 ) به حضرتZK: به خدمتB- - ( 18 ) سقايهBZ: سقاوهK