تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
( 66 / 8 ) تا جواب آن جماعت منكران گوئى كه
قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً
( 57 / 13 ) چنانك حضرت رسول عليه السلام شب نماز برات به مسجد خوذ درآمذ ديذ كه مسجد را پرچراغ و قنديل و غيره كرده بوذند ؛ پرسيذ كه اين تعظيم و تنوير را كه كرد ؟ عمر رضى اللّه عنه برخاست و خدمت كرد كه بندهء مخلص كرد يا رسول اللّه ؛ حضرت رسول فرموذ كه نوّر اللّه قلبك و قبرك يا عمر كما نوّرت مسجدى ؛ و همچنان تشعيل قناديل و تنوير چراغها از زمان عمر تا غايت ميان امّت مرحوم ياذگارست و گويند : امير المؤمنين على را « 8 » كرّم اللّه وجهه سه عادت عالى بوذ كه سعادت عالميان در آنست : يكى آن كه چندانك او را مهمان آمذى در پيش او عسل آوردى ، دوّم مساكين و مستحقّان را شلوار پوشانيذى ، سوّم در هر مسجدى « 11 » چراغها فرستاذى ؛ مقرّبان حضرت على رضى اللّه عنه از سرّ آن سه عادت سؤال كردند ؛ فرموذ كه مسافران فقير را از آن بعسل مصفّى مهمانى مىكنم « 14 » تا چون دهان و كام ايشان شيرين شوذ در حقّ « 15 » من دعائى كنند ، تا مگر مرارت موت در كام من شيرين شوذ ؛ دوّم آن كه مسكينان را شلوارى و « 16 » پيراهن از آن مىسازم كه تا « 18 » دعائى كنندم ، از براى آن وقتى كه يحشر الناس حفاة عراة ؛ چون « 17 » جميع خلايق عور محشور شوند مرا ستر عورتى و پوششى باشذ تا در آن مجمع روز عظيم رسوا نشوم ؛ سوم آنك در مساجد خذا چراغها و قنديلها مىفرستم تا مگر حق سبحانه و تعالى گور تاريك « 20 » مرا از لطف عميم خوذ منوّر گردانذ و در آن
هامش
( 8 ) على راK: علىZB- - ( 11 ) مسجدىBK: مسجدZ- - ( 14 ) مىكنمZB: + كهK- - ( 15 ) در حق . . . شوذZK: فرمود كه در حق مسافران فقيرB- - ( 16 ) شلوارى وK: يارىZB- - ( 18 ) كه تاZB: تاK- - ( 17 ) چونZK: -B- - ( 20 ) و تاريكBK: -Z
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 249 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي