تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
شعر ( رمل )
گفت پيغامبر كه يزدانِ مجيد * از پىِ هر درد درمان آفريذ
« 2 » چون از كوه طور مراجعت نموذ از نباتها بر چشمها ماليذن گرفت ؛ از آنچ بوذ ديگر بترشذ ؛ فرياذكنان به حضرت بىعلّت بازگشت و تضرّع عظيم نموذه . خطاب آمذ كه يا موسى ! نگفتمت كه از صحرا برگير و به چشم خوذ بمال بىآنك در تحصيل آن زحمتى كشى ، بلك بدكّان طبيبان رو و ازيشان آن اجزاء دارو را بخر و توتيا ساخته بر ديذهء خوذ بمال تا شفا يا بى و به راحتى برسى و بذآن محقّر تو طبيب نيز جلب منفعت كنذ و به فايدهء برسذ ؛ موسى عليه السلام همچنان كرد ، تا شفا يافت ( 3 / 158 ) همچنان منقولست كه روزى از حضرت مولانا سؤال كردند كه محبّان و عاشقانى كه بمزار انبياء و اولياء شموع و قناديل و براتيها مىبرند عجبا فائدهء آن چه باشذ و صاحب خيرات را از آن چه عايد شوذ ؟ فرموذ كه مثال آن چنانست كه يكى شمعى امّا « 13 » چراغى به كف گرفته باشذ و از همسايهء منوّر منوّر « 14 » نور مىگيرانذ تا « 12 » خانهء خوذ را هم از آن منوّر گردانذ ؛ اين شمعها و چراغها كه « 15 » بمزار انبياء و اولياء مىبرند همچنانست كه چراغى برمىگيرانى تا لحد تاريك خوذ را « 16 » از آن منوّر كنى « 17 » و در آن روزى كه
انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ
( 57 / 13 ) پيش آيذ ، در كف تو شمعى باشذ كه
نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ
. . . . . . . . . .
هامش
( 13 ) اماZBhK: و ياK- - ( 14 ) منور منورZBK: منورhK- - ( 12 ) تاZB: -K- - ( 15 ) كهBK: -Z- - ( 16 ) خوذ راZBK: شانhK- - ( 17 ) كنىZBK: مىشودhK( 2 ) كفت . . . آفريذ ؛NM، ج 2 ، ص 284 / 684 ؛AM، ص 120 / 3