تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
توقّف كردند كه عاجز شذند و انتظار از حدّ گذشت و البتّه روى مبارك بذيشان ننموذ ؛ مگر در ضمير پروانه گذشته باشذ كه اميران عادل را كه اولوالامرند عزّت كردن و محترم داشتن بزرگان دين و مشايخ يقين قوّت جان و مدد حال ايشان مىباشذ و از پرتو آن عنايت به راه سداد ارشاد و هدايت مىيابند « 5 » ؛ عجبا گريز مولانا از امرا و « 6 » ملوك بنا « 7 » بر چيست ؟ چه علماء و مشايخ زمان التفات امرا را به چراغها مىطلبند و مردهء آنند و او از ما چنان مىگريزذ كه بهشتى از دوزخ و مرغ پرّان از فخ ؛ از ناگاه حضرت مولانا از جماعت‌خانهء مدرسه بيرون آمذ و خوذ را بسان شير غرّان بذيشان عرضه داشت و در ضمن معارف حكايتى روايت كرد كه در زمان « 10 » شيخ ابو الحسن الخرقانى رحمة اللّه عليه سلطان سعيد مسعود غازى « 11 » محمود سبكتگين رحمة اللّه عليه « 21 » برخاست و قصد زيارت شيخ كرد وزرا و اكابر اركان دولت سلطان پيشتر « 12 » دويذند تا شيخ را از مقدم سلطان اسلام اعلام كنند ؛ شيخ هيچ نگفت تا حدّى كه بر در باغچهء خانقاه رسيذ حسن ميمندى درآمذ و سر نهاذ ، گفت : حسبة للّه براى مصلحت اصحاب و رعايت خاطر سلطان تا شيخ قدم رنجه كنذ تا ناموس پاذشاهى را خللى نيفتذ ؛ شيخ اصلا از جا نجنبيذ تا بر در مقام رسيذ وزير پيشترك دويذ كه اى بزرگ دين در قرآن مجيد « 18 » نخواندهء كه
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ
. . . . . . . . . .
هامش
( 5 ) مىيابندZK: مىباشندB- - ( 6 ) امرا وZK: -B- - ( 7 ) بناB: بنىZK- - ( 11 ) غازىZK: -B- - ( 21 ) رحمة . . . عليهZK: رحمه اللّهB- - ( 12 ) پيشترZK: پيشتركB- - ( 18 ) مجيدZK: -B( 10 ) - ص 253 / 4 در زمان شيخ ابو الحسن . . . رفتند : ر . ك . به نور العلوم (narI، 3 ) ص 192 - 193 ؛ تذكرة الاوليا ، ج 2 ، ص 208 ؛ سمعانى ، كتاب الانساب ، ص 194 ب ؛ حدائق الوردية فى حقائق على نقشبنديه ، ص 106
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 252 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي