تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
نيز به معرفت الهى و حقايق آراسته شوذ كه انّ اللّه لا ينظر الى صوركم و لا الى اعمالكم و لكن ينظر الى قلوبكم و نيّاتكم ، تا من جميع الوجود مولوى معنوى باشيذ و هذه كفاية ( 3 / 135 ) همچنان خواجه نفيس الدين روايت كرد كه روزى در مدرسه سماعى عظيم بوذ ؛ از ناگاه حضرت مولانا تيزتيز بسوى من آمذ و گريبان مرا محكم بگرفت و من از آن هيبت بيخوذ گشتم ؛ بعد از آن فرموذ كه اگر از تو سؤال كنند كه مولانا آستين فرجى را چرا تشمير مىكنذ چه خواهى گفتن ؟ گفتم : هرچه خذاوندگار فرمايذ ؛ فرموذ كه كلّ كائنات بر مثال خانقاهيست بس عالى و عظيم و در آن خانقاه شيخ حقيقى حضرت اللّه است و تمامت انبياء و اولياء و خواص امّت بسان صوفيان مسافرند ، و چون صوفى غريب درين خانقا ، نزول كنذ و خادم را ندانذ بايذ كه نظر كند تا آستين جامه را كه تشمير كرده است استدلال كنذ كه خادم خانقاه اوست و ساير اركان و آداب ارباب تصوّف را ازو اكتساب كنذ ؛ بعد از آن با صوفيان صفا و سالكان راه وفا محرم و همدم توانذ بوذن و در آنجا اقامت كردن و استقامت نموذن و الّا هم اندر ساعت از خانقاهش برون اندازند ؛ اكنون درين خانقاه عالم از تحويل آدم و فيض آن دم خادم اللّه مائيم و الخادم اللّه حبيب اللّه ضابطهء كلّيست و العاقل يكفيه الاشارة ، و اين نصيب خدمت از نصاب رسول اللّه بما رسيذه است كما قال صلّى اللّه عليه و سلّم : سيّد القوم خادمهم ؛ زهى مبارك خدمتى كه خادمى از بركت خادمى مهتر و بهتر عالميان شذ و مخدوم جهانيان گشت . . . . . . . . . .
شرح
( 3 / 135 )Z65 آB60 ب - 61 آ502 - 402 , I , H ; 54 - 342 , I , T