شعر ( سريع )
عشق گزين عشق كه گردى گزين * عشق ترا بخشذ رائى رزين
( 3 / 129 ) همچنان منقولست كه روزى حضرت مولانا در حجرهء سراج الدين تترى كه علّامهء زمان خوذ بوذ ، درآمذه بمعانى مشغول شذ ؛ فرموذ كه حكيم الهى خواجه سنائى و خدمت فريد الدين عطّار قدّس اللّه سرّهما بس بزرگان دين بوذند و ليكن اغلب سخن از فراق گفتند ؛ امّا ما سخن همه از وصال گفتيم ؛ باز فرموذ : امام ابو حنيفه و امام « 7 » مطّلبى و امامان ديگر رضى اللّه عنهم معماران عالم خشكى بوذند ؛ هركه بصدق تمام طريقهء ايشان را گرفت و متابعت آن عزيزان كرد از شرور اشرار و قطّاعان راه دين ايمن شذ و رهيذ ؛ امّا جنيد و ذو النون و ابا يزيد و شقيق و ادهم و منصور و امثال ايشان مرغان « 11 » آبى بوذند و سبّاحان « 12 » عمّان معانى ؛ هركه متابعت ايشان كنذ از حيلههاى نفس مكّار خلاص يابذ و بگوهر درياى قدرت ره برذ
( 3 / 130 ) همچنان خدمت بهاء الدين بحرى كه از علم معانى بهرهء « 14 » اكمل داشت روايت كرد كه روزى حضرت مولانا فرموذ كه هركه بسخنان عطّار مشغول شوذ از سخنان حكيم مستفيد شوذ و بفهم اسرار آن كلام رسذ و هركه سخنان سنائى را بجدّ تمام مطالعه كنذ بر سرّ سنائى سخنان ما واقف شوذ
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 128 )Z64 بB60 آ102 , I , H ; 042 , I , T
( 7 ) و امامZB: + شافعىhZ- -
( 11 ) مرغانZ: مرغB- -
( 12 ) سباحانZ: سياحانB- -
( 14 ) بهرهءB: بهرىZ