تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
كرد كه حاشا حاشا مولانا را اين معنى خيالست ؛ فرموذ كه خمش كن خيل خيال همه آن سوست و اين جانب جز جان حقايق نيست و از هيبت حقيقت مردان خيال سردان چه سگ باشذ كه سر زنذ ؟ همانا كه خدمت شيخ صدر الدين و پروانه اسكات سيّد سيد سيرت كرده « 4 » به حدّت تمام گفته باشذ كه خمش كن كه بالاى سخن مولانا سخن نيست و سخن حق آنست كه ايشان مىفرمايند و از دست ياران و رنود « 6 » گريخته ماهها از خانهء خوذ بيرون نيامذ ؛ عاقبت‌الامر ضرير و بيچاره شذ ( 3 / 124 ) همچنان خدمت شيخ محمود صاحب قران رحمه اللّه روايت چنان كرد كه شبى در بندگى حضرت مولانا بوذم و سرماى عظيم بوذ و ياران را از سخنان حضرت بهاء ولد معانى مىفرموذ و اصحاب مىنبشتند « 11 » و من اوراق نبشته را در تنور خشك مىكردم تا نصف الليل ؛ بعد از آن برخاست و بجانب حمّام روانه شذ ؛ همچنان در خزينهء حمّام درآمذه فرونشست تا سه شبانروزى « 13 » ياران طلب طلب درمىآمذند و بيرون مىرفتند ؛ سوم روز بيرون آمذه فرموذ كه تا ياران قدرى خواب كنند ؛ چون اصحاب سر نهاذند برخاست ، آهسته آهسته به خلوتى درآمذه به نماز مشغول شذ و دم‌به‌دم آواز عظيم مىشنيذم كه اللّه اللّه چنان مىگفت كه سقف حمّام مىگفت ، تا وقت نماز صبح در خلوتى در مىآمذ و نماز مىكرد ؛ چون صبح صادق دميذ و جمشيذ خورشيذ بر كرّهء فلك سوار شذ ، فرموذ كه مردم آمذند تا به مدرسه رويم ؛ چون به مدرسه رسيذيم باز بسماع شروع فرموذ هفت روز تمام . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 124 )Z63 آB58 ب791 , I , H ; 532 , I , T
( 4 ) كردهZ: كردB- - ( 6 ) و رنودZ: و ربود ( ! )B- - ( 11 ) نبشتندB: نوشتندZ- - ( 13 ) شبانروزىZ: شبانه‌روزىB