( 3 / 111 ) همچنان بانوى جهان خديجة الزمان حرم خذاوندگار كرا خاتون بيّض اللّه عزّتها روايت كرد كه شبى در فصل زمستان حضرت مولانا در صفّهء خانه نماز شب مىكرد و به عظمت تمام فاتحة الكتاب را كلمه كلمه بتأنّى چنان خواندى كه ديگران ده سوره خواندندى و در اثناى نماز قطرات عبرات از ديذهء مباركش چنان چكيذى كه چاقاچاق اشك به گوش ما مىرسيذ « 6 » ؛ فرياذكنان پاىهاى خذاوندگار را بوسهها داذم و بسيار گريستم و گفتم : اى شفيع بندگان ! اميذ ما مسكينان بعنايت شماست و چون شما را حال برين منوال باشذ ، پس واى بر جان ما و عاقبت احوال ما ؛ اين همه زارى و رقّت « 9 » و نزارى و دقّت و آهها بر كجاست ؟ فرموذ كه و اللّه و اللّه نسبت به عظمت ذو الجلال و پاذشاهى او اينها « 11 » كه مىبينى در غايت قصور و تقصيريست ؛ امّا از حضرت عزّت او عذرى مىخواهم و نيازى مىكنم كه اى كريم على الاطلاق ! قدرت « 13 » من همين قدرست ، معذورم دار ؛ اگرچه حضرت رسول اللّه « 14 » ما خطاب
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ
( 48 / 2 ) مىشنيذ جوابى كه أ فلا اكون عبدا شكورا مىفرموذ
شعر ( مضارع )
گر ما مقصّريم تو بسيار رحمتى * عذرى كه مىروذ به اميذِ عطاى تست
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 111 )Z59 آB54 ب651 , I , H ; 712 , I , T
( 6 ) مىرسيدB: رسيذZ- -
( 9 ) رقتBدقتZ- -
( 11 ) اينهاB: -Z- -
( 13 ) قدرتZ: قدرتك من قوتكB- -
( 14 ) رسول اللّهZ: + عليه السلامB