نه كه مستقبل و ماضى گنهت مغفورست * گفت اين جوششِ عشقست نه از خوف و رجا
بعد از آن باز وضوء را « 3 » تجديد كردى و نماز اشراق را تا ضحى و ضحى را تا قربت ظهر گزاردى و گفتى « 4 » : بعثت معلّما و قبضت و انا فى مكتب التّعليم ؛ چه اگر ما ازينها هيچ نكنيم امّت بيچاره بكلّى ذاهل و غافل شوند
شعر ( رمل )
آن همه جهد و طلب نه « 8 » از بيم بوذ * ايمنست او آن پىِ تعليم بوذ
و پيوسته وصيّت فرموذى كه اللّه اللّه نمازها بسيار كنيذ ، تا اسباب و انساب و اعقاب و احباب شما بسيار شوند و چون قيامت شوذ هم از آن نمازها بياران مواساها كنيذ و يقين است كه از بركت نماز طالب نيازمند را مقاصد دينى و دنيوى بىهيچ ريبى « 12 » محصّل و ميسّر مىشوذ
( 3 / 109 ) همچنان روزى فرموذ كه امير عالم ما را به نماز تحريص مىكردم ، تا هر مرادى كه دارذ بحصول پيوندذ ؛ به نماز اجتهاد نموذ و چون طالب اميرى و بزرگى بوذ ، عاقبت امير كبير شذ و خزينهدار سلطان گشت و هر بندهء كه به نماز « 16 » مشغول شوذ هرچه از عالم غيب خواهذ ميسّرش شوذ ؛ باز فرموذ كه « 17 » اين پرندگان هوا و چرندگان صحرا كه در « 18 » دام و مضراب گرفتار مىشوند سببش ترك تسبيح ايشانست و گويند
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 109 )Z58 بB54 آ - ب251 , I , H ; 612 , I , T
( 3 ) وضؤ راB: وضؤZ- -
( 4 ) كفتىB: كفت - -
( 8 )aنهZ: -B- -
( 12 ) ريبىZ: دينىB- -
( 16 ) به نمازZ: + اجتهاد كند وB- -
( 17 ) كهZ: -B- -
( 18 ) درB: -Z