تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
در لحد نهاذند و منكر و نكير گرد آن فقير برآمذند و بسؤال كردن مشغول شذند ؛ خطاب عزّت دررسيذ كه بندهء ما را سهل گيريذ و بادب بازگرديذ كه پيوسته در قيد « 3 » حيات خوذ نام عزيز ما را عزّت كردى و تواضع نموذى شعر ( رمل )
هركه آرذ حرمت او حرمت برذ * هركه آرذ قند لَوْزينه خورذ « 6 » چون شذى مَنْ كانَ للّه از وَلَه من ترا باشم كه « 7 » كانَ اللّهُ لَه
« 5 » ( 3 / 108 ) همچنان شيخ محمّد خادم رحمه اللّه « 8 » چنان روايت كرد كه حضرت مولانا پيوسته « 9 » در قلب زمستان شديد كه از غايت شدّت سرما مردم جوان با پوستين گران در كنار تنوّر و بخارى هنوز سرما يافتندى ، بر بام مدرسه رفتى و تا سحرگاه با صذ هزار ناله و آه تهجّد نموذى ؛ بعد از آنك نماز صبح را گزارده از بام زير آمذى ساق موزهء مباركش را مىكشيذم ، از شكافهاى « 13 » پاشنه‌اش قطرات خون روان شذى و اصحاب فرياذها مىكردند و مىگريستند و حضرتش مىفرموذ كه نه حضرت سلطان ما را همين حال بوذ شعر ( رمل ) كرده آماس ز ايستاذنِ شب پاىِ رسول * تا قبا چاك زذند از سَهَرش اهلِ قبا . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 108 )Z58 آB54 آ151 , I , H ; 412 , I , T
( 3 ) در قيدB: -Z- - ( 7 )bكهB: كىZ- - ( 8 ) رحمه اللّهZ: -B- - ( 9 ) پيوستهB: -Z- - ( 13 ) شكافهاىB: شكافهاىZ( 6 ) هركه آرذ . . . خورذ :NMج 1 ، ص 92 / 1494 ؛AMص 40 / 11 ( 5 ) چون شذى . . . اللّه له :NMج 1 ، ص 118 / 1939 ؛AMص 51 / 8