شعر ( رمل )
به خذا ميل ندارم نه به چرب و نه بشيرين * نه بذآن كيسهء پرزر نه بذين كاسهء زرين
الى آخره ؛
پروانه مسكين بهپاى مولانا سر نهاذ « 5 » ، عذرها خواسته از امتحانى كه كرده بوذ مستغفر شذ و كاسهها را يغما فرموذ و اين حكايت را در اوائل ظهور بوذه است
( 3 / 102 ) همچنان منقولست كه روزى حضرت ولد قدّس اللّه سرّه العزيز فرموذ « 9 » كه از حضرت پذرم سؤال كردم كه تفسير اين كلام كه اوليائى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى چه گونه است ؟
مقصود از قباب قوالب ايشانست يا اخلاق ذميمه ؟ فرموذ كه « 11 » بهاء الدين آن نيز هست ، امّا مراد از قباب خويهاى ايشانست ؛ چه بعضى اوليا را در ظاهر حرص چيزها باشذ و بعضى را اسفار « 13 » و تفرّج خوش آيذ « 14 » ؛ باز بعضى مشغول شوند بشاهد بازى ، بعضى را تجارت خوش آيذ و بعضى به تحصيل علوم رغبت كنند و بعضى باكتساب اسباب مايل شوند ، ايّا ما كان و يمكن كه بعضى بر خلاف شرايع انبياء كارها كنند كه مردم را ناپسند آيذ و در تحت آن قبّهها پنهان بمانند و از آفت شهرت گريخته در راحت خمول حمول مكّاره باشند ؛ تا عوام لا بلك خواصّ آن جماعت را ندانند و بر حالشان مطّلع نشوند كه انّ للّه تعالى اولياء أخفياء صدق رسول اللّه
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 102 )Z56 بB52 ب741 , I , H ; 802 , I , T
( 5 ) نهاذZ: نهادهB- -
( 9 ) فرمودB: -Z- -
( 11 ) كهB: -Z- -
( 13 ) اسفارZ: -B- -
( 14 ) آيذ . . . خوش آيذZ: -B