تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
وقت سحر سماع مىرفت و مجموع آن شمعها سوخته شذ و آن شمعك كوچك تا صبحدم از بركت آن دم در كار بوذ ؛ همه‌شان بنده و مريد شذند ( 4 / 96 )

الحكاية

: ملك المدرّسين مولانا شرف الملّة و الدين قيصريه عليه سلام اللّه و التحيّة كه در عصر خوذ شافعى ثانى و نعمانى بانى بوذ و از مريدان برگزيدهء ممتاز ؛ چنانك خدمت تاج الدين معتز در شهر آقسرا جهت او مدرسهء بنا كرده از حضرت مولانا او را مدرّس خواست ؛ حكايت كرد كه روزى در بندگى مولانا حاضر بوذم ؛ فرموذ كه مريد را در حضور شيخ خوذ نماز كردن جائز نيست ؛ چه « 9 » اگر در كعبه نيز باشذ ؛ چنانك حضرت بهاء ولد رضى اللّه عنه به معرفت مشغول بوذ ؛ وقت نماز شذ ، جماعتى از مريدان ترك حضور شيخ و استماع معارف كرده به نماز شروع كردند و يارى چند همچنان مستغرق حضور و مستهلك نور « 13 » شيخ گشته بوذند و حق تعالى نظر بصيرت ايشان را على العيان نموذ كه نمازكنندگان را روى از سوى قبله برگشته بوذ و نماز باطل شذه و همچنان « 15 » معنى ديگر فرموذ كه سماع شيخ كامل را چون نماز موقّت و روزهء رمضان فرضست و بر « 18 » مريدان مخلص و مقبل « 17 » سماع مباحست چندانك مىتوانذ ، و بر عوام الناس كه نه شيخند و نه مريد حرامست و باز فرموذ كه كافّهء انبياء و اولياء در حقّ حقيقت بارئ تعالى هيچ نگفتند و بر چيزى قرار نداذند و من از
هامش
( 3 / 96 )Z54 بB50 ب041 , I , H ; 891 , I , T
( 9 ) چهZ: -B- - ( 13 ) نورZ: بود ( ! )B- - ( 15 ) همچنانZ: + درB- - ( 18 ) برB: درZ- - ( 17 ) مقبلZ: + محبB