تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
( 3 / 71 ) همچنان منقولست كه « 1 » روزى حضرت مولانا رقعهء به خدمت پروانه فرستاذه بوذ در شفاعت شخصى كه خون كرده در خانهء يارى متوارى شذه بوذ ؛ پروانه در جواب رقعه نبشته باشذ كه اين قضيّه به قضاياى ديگر نمىمانذ ، حكايت خون است ؛ حضرت مولانا در جواب فرموذ كه آخر خونى را ولد عزرائيل مىگويند ؛ اگر خون نكنذ و مردم نكشذ ، پس چه كنذ ؟ پروانه به‌غايت خوش شذه فرموذ تا آزاذش كردند و خصمان را خشنوذ كرده خون‌بها داذ ( 3 / 72 ) همچنان منقولست « 8 » كه خدمت مولانا شمس الدين ملطى گفت كه روزى حضرت مولانا در مدرسهء خوذ معانى مىگفت ؛ در اثناى معرفت فرموذ كه من شمس الدين را عظيم دوست مىدارم ، امّا يك عيب دارذ ؛ اميذست كه حق تعالى آن را « 11 » نيز از وى ببرذ و او را از آن رغبت ببرّذ ؛ فى الحال من بنده سر نهاذم و تضرّع عظيم نموذم كه عجبا آن عيب چه باشذ ؟ فرموذ كه آن كه در هر وجودى تصوّر مىكنى كه خذا آنجاست و در پى آن خيال بىحقيقت مىدوى شعر ( رمل )
چون « 15 » بسى ابليسِ آدم روى هست * پس به هَر دستى نشايذ داذ دست چون « 16 » ترا آن چشمِ باطن بين نبوذ * گنج مىپندارى « 17 » اندر هر وجود
همانا « 18 » كه بصدق تمام از آن حالت استغفار كردم و تمييزى « 19 » عظيمم بخشيذ تا از جملهء صدّيقان گشتم و مرا در اوائل كار عادت چنان . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 72 )Z46 بB43 آK101021 , I , H ; 661 , I , T
( 1 ) كهZ: -B- - ( 8 ) منقولست كهZ: -B- - ( 11 ) آن راZ: آنB- - ( 17 )bمىپندارىZ: پندارندB- - ( 18 ) همانا كهZ: -B- - ( 19 ) تمييزىBK: تميزىZ( 15 ) چون . . . دست :NMج 1 ، ص 21 / 316 ؛AMص 8 / 26 ( 16 ) چون . . . وجوذ :NMج 2 ، ص 365 / 2155 ؛AMص 151 / 24