تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
( 3 / 64 ) همچنان « 1 » روزى ديگر كمال معرّف در سماعى رعايت صوفيان كرده پشت به طرف ياران « 2 » كرده بوذ و اصحاب را ملتفت نمىشذ ؛ حضرت مولانا بانگى بر وى زذ كه هى كمال ناقص ! پشت بكمال كمال كردهء ، هش دار ؛ از ناگاه بيفتاذ و سرش شكافته شذ ، برخاست و به‌پاى مولانا افتاذه ابتهال عظيم نموذ ؛ عنايت فرموذه « 5 » فرجى و دستارش را بوى بخشيذ ؛ زنّار انكار « 6 » را بريذه بصدق تمام بنده و مريد شذ ( 3 / 65 ) همچنان ارباب الباب روايت كردند كه چون حضرت مولانا از كس رنجيدى و مكابرهء او « 8 » از حدّ شذى غرخواهر گفتى و درهمش كوفتى ؛ چه اصطلاح شتم خراسانيان همين بوذه است ( 3 / 66 ) همچنان از كبار اصحاب منقولست كه روزى حضرت مولانا در شرح نيستى و انكسار و تواضع معانى مىفرموذ و دلايل معقول و منقول و مكشوف مىگفت ؛ مثال فرموذ « 12 » كه چون شاخهاى درختان بىبار « 13 » مىباشند ، مثل صنوبر و سرو و شمشاذ و سپيذدار دايم سر بالا مىدارند و اغصان خوذ را به بالا مىكشند و چون درختان بارور باشند ؛ تمامت شاخهاشان سر زير مىآرند ، متواضع و متذلّل « 15 » مىباشند ؛ ازين‌رو حضرت پيغمبر ما عليه اكمل التّحيّات به‌غايت متواضع بوذ كه شجرهء وجود مباركش جامع ثمرهء اوّلين و آخرين « 17 » بوذ تا لا جرم از . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 64 - 66 )Z46 آB42 ب811 , I , H ; 361 , I , T
( 1 ) همچنانB: كويندZ- - ( 2 ) به طرف يارانZ: بيارانB- - ( 5 ) فرموذهZ: فرموذB- - ( 6 ) انكار راB: انكارZ- - ( 8 ) او : -B- - ( 12 ) فرموذZ: -B- - ( 13 ) بارZ: بارىB- - ( 15 ) متذللZ: مذللB- - ( 17 ) و آخرينZ: آخرينB
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 152 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي