نعمت ورز ، تا مالت كم شوذ و زوذتر درويش گردى و هيچ گونه بركتت نمانذ ؛ عثمان گفت : يا رسول اللّه حمد احد و شكر انعامهاى بىحدّ او كه مونس جان و ورد زفان « 3 » منست و بذآن خوگر شذهام چون توانم كردن كه نگويم ؛ حضرت مصطفى فرموذ كه در قرآن مجيد نخواندى كه
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
( 14 / 7 ) ؛ يعنى حق سبحانه و تعالى در كلام قديم خوذ شكر شاكران را زيادتى وعده كرده است و الشّكر صيد للمزيد و قيد للعتيد هم گفتهء منست
شعر ( رمل )
شكرِ نعمت نعمتت افزون كنذ * كفرِ نعمت از كفت بيرون كنذ « 9 » زانك شاكر را زيادت وعده است « 10 »
آنچنانك قُرْبْ مُزدِ سجده است
پس ترا يا عثمان ازين غنا و اسباب ناگزيرست ؛ هرگز در مال « 11 » تو خسارت « 8 » و نقصان نخواهذ بوذن ؛ عثمان به شكرانهء آن بشارت سيصذ سر « 12 » اشتر سياه چشم ( و ) جعد موى با تمامت عدّت و اهبت و آلات سيصذ مرد غازى و برگ و زاد فداى غزات رسول كرده حضرت رسول صلّى اللّه عليه « 14 » و سلّم دست مبارك برداشته عثمان را دعا كرد و فرموذ كه بارك اللّه فيما انفقت و فيما امسكت يا عثمان ؛ بعد از آن اين حكايت را در شان پروانه تنزيل فرموذ كه للّه الحمد و المنّة و منه القوّة
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 ) زفانZBزبان :K- -
( 10 )aوعده استZK: كرده استB- -
( 11 ) در مالBK:
مالZ- -
( 8 ) خسارتZ: خسارBخسارت و زيانK- -
( 12 ) سرBK: -Z- -
( 14 ) صلعمZK: عليهB( 9 ) شكر . . . بيرون كنذ : -NM؛AMص 262 / 9