جميع انبياء و اولياء متواضعتر و خاكىتر و درويشتر « 1 » و خمولتر بوذ ؛ چنانك فرموذ امرت بمدارات النّاس و خلق الحسن و ما اوذى نبىّ مثل ما اوذيت ؛ چنانك سر و دندان مباركش را شكستند « 3 » و او از غايت كرم بىنهايت خوذ اللّهمّ اهد قومى فانّهم لا يعلمون مىگفت و پيغمبران ديگر در هر زمانى مر امّتان خوذ را چه نفرينها « 5 » مىكردند ؛ و گويند : هيچ كسى بيشتر از مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم سلام نمىيارست كردن كه ما سبق رسول اللّه احد فى السلام آنگاه اين بيت را فرموذ
شعر ( هزج )
بنىآدم سرشْت از خاك دارذ * اگر خاكى نباشذ آدمى نيست
( 3 / 67 ) و همچنان از بعض اخلاق حميدهء آن حضرت آن بوذ كه بهر آحادى و طفلى و بيوهزنى « 12 » تواضع كردى و تذلّل نموذى و دعاها فرموذى و سجدهكنندگان را سجده كردى ، چه اگر نيز كافر بوذى ؛ گويند « 13 » كه روزى قصّابى ارمنى تنيل نام مصادف مولانا شذه هفت بار سر نهاذ و او نيز بوى سر نهاذ
( 3 / 68 ) همچنان منقولست كه روزى « 16 » از محلّهء مىگذشت و طفلكان خرد بازى مىكردند ؛ چون از دور مولانا را ديذند « 17 » بهيكبار دوانه « 18 » شذه سر نهاذند ؛ خذاوندكار نيز سر نهاذ ؛ مگر از دور كوذكى بانگ زذ كه
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 67 - 68 )Z46 آB42 ب91 - 811 , I , H ; 5 - 461 , I , T
( 1 ) و درويشترZ: درويشتر - -
( 3 ) شكستندZ: مىشكستندB- -
( 5 ) نفرينهاB: + كهZ- -
( 12 ) بيوهزنىZ: پيرهزنB- -
( 13 ) كويند كهZ: مكرB- -
( 16 ) روزىB: -Z- -
( 17 ) ديذندZ: بديدندB- -
( 18 ) دوانهZ: روانهB