خوذ كردى و ديگران را هم ترغيب داذى و چون شاگرد خاص خالق بوذ آنچ از حق شنيذ آن را كرد و آن را گفت
شعر ( رمل )
تركِ اين شُرب ار بگوئى يك دو روز * دركنى اندر شرابِ خُلْد پوز « 4 » چونك اغلب بذ بذند و ناپسند
بر همه مى را محرّم كردهاند
( 3 / 74 )
الحكاية
: « 6 » اصحاب كرام كه
كِراماً كاتِبِينَ
( 82 / 11 ) بوذند ، چنان روايت كردند كه روزى حضرت مولانا در خانهء پروانه معانى عجيب و معارف غريب بيان مىفرموذ ؛ در ميان تقرير بيان كرد « 8 » كه روزى « 9 » امير المؤمنين عثمان بن عفّان رضى اللّه عنه از كثرت اموال و اسباب خوذ پيش مصطفى عليه السلام « 10 » شكايت كرد و تنفّر نموذ كه چندانك زكات مىدهم و تصدّق مىكنم و بيشتر خرج مىكنم اسباب بيشتر مىشوذ و از عوايق آن علايق نمىتوانم فراغت كلّى حاصل كردن و بىقيد بوذن و حقيقت مىدانم كه آسايش جان و آرايش دين در عالم فقرست و راحت نجا المخفّفون « 14 » در آنست ؛ تا حضرت رسول درين باب چه تدبير و تدارك مىفرمايذ ؟ حضرت رسول مىفرموذ كه يا عثمان « 16 » برو در شكر نعمت حق تقصيرى كن و زمانى كفران
هامش
( 3 / 74 )Z47 بB43 بK102121 , I , H ; 961 , I , T
( 6 ) الحكايةK: همچنانZهمچنان منقولست كهB- -
( 8 ) كردBZ: مىكردK- -
( 9 ) روزىZK: + حضرتB- -
( 10 ) عليه السلامZK: صلى اللّه عليه و سلمB- -
( 14 ) المخففون : فى الاصل : المحفون - -
( 16 ) يا عثمانBK: -Z( 4 ) ترك . . . پوز :NMح 1 ، ص 85 / 1372 ؛AM37 / 10