تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
بيان فرموذ كه من بيخوذ شذم ؛ پس آنگاه فرموذ كه حضرت سلطان ما عند ذكر الصّالحين تنزل الرّحمة فرموذه است يعنى در جائى كه ذكر صالحان امّت كنند ، باران رحمت فرومىبارذ ؛ امّا در آنجا كه ذكر ما روذ خذا مىبارذ ( 3 / 43 ) همچنان منقولست كه اوقات چون حضرت مولانا بحمام مىرفت حرم او كرا خاتون رضى اللّه عنها ياران را سپارش مىكرد كه حضرت مولانا را نگاه « 7 » داريذ كه او را از خوذ فراغت كلّيست ، ياران قاليچه « 8 » و نمچين با هم مىبردند و در سردابه مىگستردند وقتها در آنجا « 6 » آرام مىگرفت و مغمّزى مىكردند ؛ مگر شبى در قلبگاه « 9 » زمستان شديد بحمام رفته بوذ ؛ ياران بر عادت قديم قاليچه و مقرمه برده در سردابه راست مىكردند ؛ همانا كه چون برهنه شذ و درآمذ ، نظرى كرد « 12 » و باز بيرون جست ؛ زمانى كشيذ در پى او بيرون آمذه ديذند كه بر « 13 » سر يخ‌پارهء ايستاذه و يخ‌پارهء ديگر بر سر نهاذه بوذ ؛ ياران فرياذ كردند ؛ گفت : نفسم بذ مىآموزذ و گستاخ مىشوذ ؛ للّه الحمد درويشانيم از آل فرعون نيستيم ؛ از آل پادشاهيم كه سلطان فقرا بوذ ، دستار و فرجى پوسيذه روان شذ ( 3 / 44 ) همچنان روزى حضرت سلطان ولد نقل فرموذ كه حضرت والدم دايما مىفرموذ كه من پنج‌ساله بوذم كه نفسم مرده بوذ و در حال جوانى و كهولت چون بجدّ تمام به رياضت و شب‌خيزى مشغول مىشذ . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 43 )Z38 آB35 بK9389 , I , H ; 431 , I , T
( 7 ) نكاهZB: + مىK- - ( 8 ) قاليچه وZK: -B- - ( 6 ) در آنجاZK: آنجاB- - ( 9 ) قلبكاهZB: قلبK- - ( 12 ) كردZ: بكردBK- - ( 13 ) كه برZK: وB