فتح دمشق
چون مصر گشوده شد و دستگيرى بنى طغج [ 1 ] آغاز گرديد ، حسن بن عبد اللّه بن طغج با جماعتى از سردارانشان به مكه گريختند . چون جوهر از آن آگاه شد جعفر بن فلاح الكتامى را با سپاهى از پى او فرستاد و چند بار ميانشان نبرد در گرفت . جعفر بن فلاح حسن بن عبد اللّه - بن طغج را با چند تن از سرداران ديگر اسير كرد و نزد جوهر فرستاد . جوهر نيز آنان را نزد معز به افريقيه روان نمود . جعفر به رمله رفت و آنجا را به جنگ بستد سپس باقيماندگان را امان داد و خراج گرد آورد و روانهء طبريه گرديد ، ديد كه ابن ملهم در آنجا براى المعز لدين اللّه اقامهء دعوت نموده ، پس از آنجا برفت و راه دمشق در پيش گرفت . دمشق را به جنگ در تصرف آورد و در آنجا به نام معز اقامه خطبه كرد و اين واقعه چند روز گذشته از محرم سال 359 بود .
ابو القاسم بن ابى ليلى [ 2 ] الهاشمى در دمشق بود و مردم از او فرمان مىبردند . او اوباش و آشوبگران را گرد آورد و در دومين جمعه شورش آغاز كرد و جامه سياه كرد و به نام المطيع للّه عباسى خطبه خواند .
جعفر بن فلاح با آنان به جنگ پرداخت و شورش را فرو كوفت و سپاهيان مغرب بر مردم دمشق دست گشودند و قتل و تاراج آغاز كردند . ابن ابى ليلى شبانه از شهر بگريخت و مردم حيران درماندند .
پيش از اين شريف الجعفرى را نزد جعفر بن فلاح فرستاده بودند تا طرح صلح افكند .
جعفر بن فلاح او را به شهر باز گردانيد تا مردم را آرام كند و به ايشان وعدههاى نيكو داد .
شريف الجعفرى بيايد و شهر را آرامش بخشيد [ و خواست كه مردم به خانههاى خود بمانند ] تا جعفر بن فلاح بيايد و در شهر بگردد و به لشكرگاه خود باز گردد . مردم چنان كردند او نيز پس از گردشى در شهر باز گرديد .
در اين احوال سپاهيان مغربى دست به غارت گشودند ، مردم دمشق نيز به جد برخاستند و سلاح گرفتند و بر آنان حمله كردند و جمعى از ايشان را كشتند و به حفر خندقها و تحكيم حصار شهر پرداختند .
به خواهش مردم ، شريف ابو القاسم بن ابى ليلى به شهر بازگشت سپس نزد جعفر بن فلاح رفت و بار ديگر در نيمهء ذى الحجه سال 359 ميانشان صلح افتاد . رئيس شرطهء جعفر بن - فلاح وارد دمشق شد . مردم آرام گرفتند و او جماعتى از شورشگران را بگرفت و بكشت يا به زندان كرد . سپس شريف ابو القاسم بن ابى يعلى را در محرم سال 360 بگرفت و به مصر
هامش
[ ( 1 ) ] متن : طفج
[ ( 2 ) ] ابو القاسم بن يعلى .