تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
صلح و امان بگشود . با قفصه نيز چنين كرد . سپس به باغايه بازگشت و به سردارى ابو - مكدولة الجيلى سپاهى در آنجا بگماشت و به ايكجان رفت . چون او برفت ابراهيم به باغايه حمله آورد . اين خبر به ابو عبد اللّه الشيعى رسيد . ابو مدينى بن فروخ اللهيعى را با عروبة بن يوسف الملوسى و رجاء بن ابى قنه با دوازده هزار جنگجو به مقابلهء با او بفرستاد . اينان با ابراهيم بن ابى الاغلب جنگ كردند و او را از باغايه براندند و تا فج العرعر او را تعقيب كردند و باز گشتند . در سال 296 ابو عبد اللّه الشيعى با دويست هزار سپاهى به نبرد ابراهيم بن ابى - الاغلب به جانب اربس راند . چند روز جنگ در پيوستند . ابراهيم منهزم شد و لشكرگاهش به تاراج رفت و به قيروان گريخت . ابو عبد اللّه الشيعى وارد اربس شد در آنجا كشتار و تاراج كرد و از آنجا به قموده رفت . خبر به زيادة اللّه رسيد او در رقاده بود از آنجا به مشرق گريخت . كاخهايش به غارت رفت . مردم رقاده شهر را رها كرده به قيروان و سوسه رفتند . چون ابراهيم بن ابى الاغلب به قيروان رسيد در قصر الاماره فرود آمد و مردم را جمع كرد مىخواست با او بيعت كنند و او را به مرد و مال يارى دهند ولى مردم بانگ و خروش كردند و او از ميانه بگريخت و به رفيق خود پيوست . ابو عبد اللّه الشيعى در سبيبه بود كه خبر فرار آنها را شنيد ، به رقاده آمد پيشاپيش او عروبة بن يوسف و حسن بن ابى خنزير در حركت بودند . آنها به شهر در آمدند و مردم را امان دادند و ابو عبد اللّه از پى آنها وارد شهر گرديد . مردم رقاده و قيروان به ديدار او بيرون آمدند . ابو عبد اللّه آنها را امان داد و اكرام كرد . در ماه رجب سال 296 بود كه به رقاده وارد شد و به قصر الاماره در آمد و برادر خود ابو العباس را از بند برهانيد و نداى امان داد . مردمى كه از شهر رفته بودند بيامدند و عمال نواحى گريختند . مردم قيروان را كه به رقاده آمده بودند به خدمت خواند ، آنها فرار كردند و خانه‌هاى شهر را بر افراد كتامه تقسيم كرد تا در آنها بنشينند و اموال و اسلحهء زيادة اللّه را جمع آورى نمود ، و فرمود تا در نگهدارى آنها كوتاهى نكنند ، همچنين زنان و كنيزان او را حفظ كنند . خطيبان از او پرسيدند كه به نام چه كسى خطبه بخوانند هيچ كس را معين ننمود . بر يك روى سكه نقش كرد : « بلغت حجة اللّه » و بر روى ديگرش : « تفرق اعداء اللّه » . بر سلاحها نقش كردند : « عدة فى سبيل اللّه » و داغ اسبان اين نقش بود : « الملك للّه » . چون ابو عبد اللّه الشيعى از اين كارها بپرداخت به طلب مهدى عازم سجلماسه شد و برادر خود ابو العباس را به جاى خود در افريقيه نهاد . ابو زاكى تمام بن معارك الاجانى [ 1 ] را با او يار كرد . چون با سپاه گران خود روانهء مغرب شد ، مغرب به لرزه آمد و زناته از سر راهش بگريختند . سپس كس فرستادند و اظهار طاعت كردند ، او نيز طاعتشان را پذيرا آمد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : معارك الاجائى .