تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
ابراهيم شكست خورد و به باغايه گريخت و به قيروان رفت . ابو عبد اللّه الشيعى فتحنامه بنوشت و با مردان كتامى نزد مهدى فرستاد . اينان به گونه‌اى ناشناس وارد شهر شدند و خبر پيروزى را به او رسانيدند . سپس ابو عبد اللّه الشيعى به طبنه راند و آنجا را محاصره نمود و يحيى بن فتح المساكتى را در آنجا بكشت و آن شهر را به امان فتح كرد . آنگاه لشكر به بلزمه برد و آنجا را به نيروى سپاه در تصرف آورد . زيادة اللّه سپاهى به سردارى هارون الطبنى عامل باغايه به جنگ ابو عبد اللّه الشيعى فرستاد . اين سپاه به شهر ازمول رسيد . مردم اين شهر در طاعت ابو عبد اللّه الشيعى بودند . هارون آنجا را ويران كرد و مردمش را قتل عام نمود ولى عروبة بن يوسف از اصحاب ابو - عبد اللّه الشيعى بر سر او راند و شكستش داد و به قتلش آورد . پس ابو عبد اللّه سراسر شهر تيجست را به دست يوسف الغسانى بگشود . و سپاهش به قيروان رسيد . شايع شد كه اگر ابو - عبد اللّه الشيعى امان دهد به امان خود وفا خواهد كرد . اين بود كه مردم از او امان خواستند او نيز امانشان داد . اين امر كار را بر زيادة اللّه تنگ نمود . به تجهيز سپاه پرداخت . اموال و خزاينش را بيرون آورده انفاق نمود و در سال 295 خود از مهلكه بيرون شد به اربس فرود آمد . زيادة اللّه مىخواست با دشمن رو برو نشود ولى اصحابش چنان صلاح ديدند كه به قيروان باز گردد تا سبب پشتگرمى سپاهش باشد . اين بود كه بازگشت و ابراهيم بن ابى - الاغلب را كه از خويشاوندان او بود سردارى سپاه داد و فرمود در همانجا مقام كند . ابو - عبد اللّه الشيعى به باغايه لشكر برد . عامل آن بگريخت و ابو عبد اللّه شهر را به صلح متصرف شد . پس به شهر قرطاجنه حمله آورد . آن شهر را به جنگ بگرفت و عاملش را بكشت و سپاه خود را در سراسر افريقيه به حركت آورد و قبايل بربر را از نفزه و جز ايشان كشتار و تاراج كرد . قبيلهء تيفاش امان خواست . امانشان داد و صواب بن ابى القاسم السكتانى را بر آنان امارت داد . پس ابراهيم بن ابى الاغلب بيامد و شهر را از ايشان بستد . آنگاه ابو عبد اللّه الشيعى با سپاهى گران به باغايه سپس به سكتانه و تبسه روى آورد و همه را فتح كرد . سپس به قصرين از آن قموده لشكر كشيد مردمش امان خواستند و به طاعت او گردن نهادند . از آنجا عازم رقاده شد ابراهيم بن ابى الاغلب بر جان زيادة اللّه بترسيد ، زيرا سپاهش اندك بود . از اين رو با سپاه خود راه بر ابو عبد اللّه الشيعى بگرفت . نخست ميانشان نبردى رخ داد ولى هر دو دست از جنگ بداشتند . شيعى به ايكجان بازگشت و ابراهيم به اربس [ 1 ] . ابو عبد اللّه بار ديگر با سپاه خود عزم قسنطينه كرد و آنجا را در محاصره گرفت و به
هامش
[ ( 1 ) ] متن : اريس .