در اين احوال محمد بن هارون بر برادر خود حسن بن هارون بر سر رياست بشوريد او با مهدى بن ابى كماره دوست بود و او را به عصيان عليه ابو عبد اللّه الشيعى بر انگيخت و فتنه ميان لهيعه و غسان بالا گرفت . ابو عبد اللّه الشيعى حسن بن هارون را عهدهدار امور جنگى خود نمود و پس از اينكه در خفا مىزيست آشكار شد .
مهدى بن ابى كماره شيخ لهيعه را برادرى بود به نام ابو مدينى و او از محبان ابو - عبد اللّه بود . او برادر خود را به قتل آورد و خود به جاى او به رياست لهيعه رسيد آنگاه همهء لهيعه به فرمان ابو عبد اللّه الشيعى و ابو مدينى شيخ خود ، در آمدند .
كتامه به نبرد ابو عبد اللّه و يارانش بسيج شدند و با او در مكانى كه در تازروت داشت به نبرد پرداختند . ابو عبد اللّه سهل بن فوكاش را نزد فحل بن نوح رئيس لطانه كه داماد او بود ، فرستاد و از او خواست تا ميان او و كتامه طرح آشتى افكند . ولى آنان جز جنگ نمىخواستند . به ناچار جنگ آغاز شد و ابو عبد اللّه و يارانش ظفر يافتند و كتامه منهزم شد .
عروبة بن يوسف الملوسى [ 1 ] در آن روز نيك پايدارى نمود . همهء قبايل غسان و بلزمه و لهيعه و همهء بجايه و رئيسشان ماقنون بن دباره [ 2 ] و ابو زاكى تمام بن معارك بن ابو عبد اللّه گرويدند . همچنين بجيله از بجايه و فرج بن خيران و يوسف بن محمد و فحل بن نوح از لطانه به او پيوستند و كار او بالا گرفت .
فتح بن يحيى با كسانى كه از قوم خود مسالمه ، در فرمانش بودند به جنگ ابو عبد اللّه الشيعى آمد ولى ابو عبد اللّه بر او شكستى سخت وارد آورد و او خود با باقى سپاهش به سطيف گريخت .
پس از او امان خواستند ، او نيز امانشان داد و همه به فرمان او در آمدند . ابو عبد اللّه الشيعى از ميان آنان هارون بن يونس را بر امور جنگى خويش امارت داد . فتح بن يحيى به عجيسه رفت و بار ديگر بسيج نبرد ابو عبد اللّه الشيعى نمود . جماعتى از كتامه همراه او بودند . فتح بن يحيى به يكى از دژهاى ايشان تحصن جست . ابو عبد اللّه الشيعى آن را محاصره كرد و بگشود .
قبايل عجيسه و زواوه و همهء قبايل كتامه بر او گرد آمدند و او به تازورت رفت و داعيان خود را به هر سو روان نمود و مردم خواه و ناخواه فرمان او را پذيرا آمدند . فتح بن يحيى به تونس رفت و به امير ابراهيم بن احمد بن الاغلب پيوست و او را به نبرد با ابو عبد اللّه الشيعى بر انگيخت . سپس ابو عبد اللّه مساكته را با همدستى بعضى از مردم آنجا بگشود و صاحب آن موسى بن عياش را بكشت و ماقنون بن دباره الاجانى [ 3 ] كه ابو يوسف كنيه داشت .
ابراهيم بن موسى بن عياش نزد ابو العباس ابراهيم بن الاغلب به تونس رفت و اين بعد از
هامش
[ ( 1 ) ] متن : الملوشى .
[ ( 2 ) ] متن : ماكنون بن ضباره .
[ ( 3 ) ] متن : ماكنون بن ضباره الجايى .