تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 755

مساهمون:

ص٧٥٥
يك شب در دقوقا بماند . سپس خبر يافت كه برادرش سرخاب بن محمد بن چند موضع از ولايتش هجوم آورده و او بر بندنيجين و حلوان بيمناك بود . اين بود كه بازگشت . آنگاه نزد جلال الدوله سلطان بغداد كس فرستاد و از او يارى طلبيد . او نيز سپاهى به يارىاش فرستاد ، اين سپاه نزد او بماند . مهلهل نيز نزد علاء الدولة بن كاكويه رفت و از او عليه برادرش ابو الشوك دادخواهى نمود . علاء الدوله آهنگ ابو الشوك كرد . ابو الشوك به قلعهء سيروان تحصن گزيد . سپس نزد علاء الدوله كس فرستاد و عرضه داشت كه مىخواهد نزد جلال الدوله سلطان بغداد بازگردد و چنان مصالحه كردند كه دينور از آن علاء الدوله باشد . علاء الدوله نيز بازگرديد . ابو الشوك به شهر زور رفت و آنجا را محاصره نمود و در آن نواحى آشوب و اغتشاش به راه انداخت و قلعهء تيران شاه [ 1 ] را محاصره نمود . ابو القاسم بن عياض به دفاع از آن پرداخت و او را وعده داد كه پسرش را از بند مهلهل خواهد رهانيد . و ميان او و برادرش را اصلاح خواهد كرد . مهلهل چون شنيد كه ابو الشوك برادرش آهنگ شهرزور دارد از آنجا برفت و قصد سنده [ 2 ] از بلاد ابو الشوك نمود . [ ابو الشوك از ابو القاسم بن عياض خواست كه به وعدهء خود وفا كند و پسرش را آزاد نمايد . او پاسخ داد كه مهلهل اجابت ننموده است ] ابو الشوك نيز از حلوان به صامغان رفت و آنجا و همهء بلاد مهلهل را به باد غارت داد . مهلهل از برابر او بگريخت . آنگاه رسولان به آمد و شد پرداختند تا ميان دو برادر صلح افتاد و ابو الشوك به مستقر خويش بازآمد .

آمدن ابراهيم ينال برادر طغرلبك به ولايت ابى الشوك

ابراهيم ينال به فرمان برادرش طغرلبك از كرمان به همدان آمد و آنجا را بگرفت و ابو كاليجار گرشاسب پسر علاء الدولة بن كاكويه از همدان بيرون آمد و به كردان جوزقان پيوست . ابو الشوك در اين هنگام در دينور بود . از دينور به قرميسين رفت . ابراهيم ينال دينور را گرفت و از پى او به قرميسين شد . ابو الشوك از آنجا به حلوان رفت و هر چه در لشكر او از ديلم و كردان شادنجان بود به دفاع از قرميسين نهاد . ابراهيم ينال به قرميسين رفت و آنجا را به جنگ بگرفت و قتل و تاراج كرد و بسيارى از سپاه ابو الشوك را بكشت . باقيماندهء لشكر به ابو الشوك كه در حلوان بود ، رسيدند . ابو الشوك زن و فرزند و ذخاير خود را به قلعهء سيروان فرستاد و خود در آنجا ماند . ابراهيم ينال به صيمره آمد و آنجا را بگرفت و غارت كرد و كردانى را كه مجاور او بودند كشتار نمود . اينان كردان جوزقان بودند ، همه بگريختند . گرشاسب پسر علاء الدوله نيز در ميان ايشان بود . اينان به بلاد شهاب الدوله
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بيزار شاه . [ ( 2 ) ] متن : سند .