قلمرو بدر ، شاپور خواست و دينور و بروجرد و نهاوند و اسد آباد و قطعهاى از اعمال اهواز بود و هر چه قلعهها و ولايات در اين حدود بود در تصرف او بود . بدر مردى عادل و بخشنده و بلند همت بود . چون او و پسرش هلال از دنيا رفتند ، طاهر بن هلال همچنان در نزد شمس الدوله در همدان محبوس بود .
كشته شدن طاهر بن هلال و استيلاى ابو الشوك بر بلاد ايشان
ابو الفتح محمد بن عناز امير شادنجان از قبايل كرد ، حلوان را در تصرف داشت و بر آن شهر و قوم خود بيست سال فرمان راند . ابو الفتح همواره مزاحم بدر بن حسنويه و فرزندان او در ولايات و اعمال جبل بود . ابو الفتح در سال 401 بمرد و پسرش ابو الشوك به جاى او نشست . از بغداد لشكرى به سركوبى او رفت . ابو الشوك را ياراى مقاومت نبود ، بگريخت و در حلوان موضع گرفت ، تا ميان او و وزير ، فخر الملك صلح افتاد . و اين به هنگامى بود كه فخر الملك بعد از عميد الجيوش از جانب بهاء الدوله به عراق آمد .
شمس الدوله پسر فخر الدولة بن بويه ، طاهر بن هلال بن بدر را از زندان خود آزاد كرد - طاهر سوگند خورده بود كه در فرمان او باشد - آنگاه او را بر بلاد قوم خود در ناحيهء جبل امارت داد . ابو الشوك نيز فرمانرواى حلوان و سهل بود و ميان آن دو رقابتهاى قديم .
طاهر لشكر گرد آورد و با ابو الشوك به نبرد پرداخت . ابو الشوك منهزم شد و برادرش سعد بن محمد نيز كشته شد . ابو الشوك بار ديگر سپاه گرد آورد ، اين بار نيز شكست خورد و در حلوان تحصن گزيد . طاهر همهء آن زمينها را گرفت و در نهروان اقامت گزيد ، سپس ميان دو طرف صلح افتاد و طاهر خواهر ابو الشوك را به زنى گرفت . چون طاهر ابو الشوك را امان داد به ناگاه ابو الشوك برجست و او را بكشت و انتقام خون برادر خود سعدى را بستد .
اصحابش او را در مقابر بغداد به خاك سپردند . ابو الشوك ساير قلمرو او را تصرف كرد و در دينور فرود آمد .
چون علاء الدولة بن كاكويه در سال 414 به هنگامى كه لشكر شمس الدوله را شكست داده بود بر همدان مستولى شد ، لشكر به دينور كشيد و آنجا را از ابو الشوك بستد . سپس به شاپور خواست رفت و ديگر اعمال او را در تصرف آورد . آنگاه از پى ابو الشوك روان شد .
مشرف الدوله سلطان بغداد شفاعت كرد و علاء الدوله بازگشت .
چون غزان [ سلجوقى ] در سال 420 بر رى دست يافتند و همدان را گرفتند و در آن نواحى تا اسدآباد و قراى دينور دست به آشوب و فتنه گشودند ، ابو الفتح بن ابى الشوك به مقابلهء با آنان پرداخت و با ايشان نبرد كرد و منهزمشان نمود و جماعتى از ايشان را اسير كرد . سپس با آنان عقد صلح بست و اسيران را آزاد نمود و غزان بازگشتند . سپس ابو الشوك