تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨
تجاوز به زنان مرتكب شدند . جماعتى از غزان به سوى ابو الفتح بن ورام رفتند . او خان و مان بگذاشت و برفت . قصدش آن بود كه غزان به غارت خان و مان او و يارانش مشغول شوند آنگاه بر سرشان تازد ولى غزان در اينجا به غارت نپرداختند . ابو الفتح خود به غزان حمله نمود و بر آنان ظفر يافت و از بغداد مدد طلبيد ولى به ندايش پاسخ ندادند . او نيز خان و مان خويش و يارانش را به جانب غربى دجله نقل نمود . در ماه رجب غزان بر سر سعدى بن ابى الشوك تاختند . او در دو فرسنگى باجسرى [ 1 ] بود . سعدى و همراهانش گريختند و هر چه داشتند براى غزان نهادند . غزان همهء آن اعمال و دسكره و هارونيه و قصر شاپور را غارت كردند و از مردم بعضى را كشتند و بعضى در آب غرق شدند و بعضى از سرما به هلاكت رسيدند . سعدى خود به ديالى رسيد و از آنجا نزد ابو الاغر دبيس بن مزيد رفت و نزد او اقامت گزيد . ينال قلعهء سيروان را محاصره كرد و بر مردم سخت گرفت و گروههايى به بلاد اطراف فرستاد و تا تكريت پيش رفت . مردم سيروان از او امان خواستند ، امانشان داد و سيروان را تصرف كرد و گنجينه‌هاى سعدى را برگرفت و يكى از ياران خود را بر آن امارت داد . صاحب قلعهء سرماج [ 2 ] درگذشت [ او پسر بدر بن حسنويه بود ] . پس از او قلعهء سرماج به ينال تسليم شد . ينال وزير خود را به شهر زور فرستاد . او شهر زور را بگرفت و مهلهل از آنجا بگريخت و به جايى دور دست رفت . ينال قلعهء تيران شاه [ 3 ] را محاصره نمود . مهلهل به مردم شهر زور پيام داد كه به ناگاه بر غزانى كه در نزديكى آنها هستند بتازند و ايشان را بكشند . اين پيام آشكار شد و يكى از سرداران ينال بيامد و مردم را كشتارى سخت كرد . غزانى كه در بند نيجين بودند به سوى نهر سليل راندند و با ابو دلف قاسم بن محمد جاوانى قتالى سخت كردند . در اين قتال ابو دلف پيروز شد و هر چه غزان داشتند به غنيمت گرفت . در ماه ذو الحجه جمعى از غزان به ديار على بن القاسم كرد حمله بردند و دست به غارت و كشتار گشودند ولى كردان دره‌ها را سد كردند و راه بر آنان گرفتند و هر چه غارت كرده بودند بستدند و جمعى كثير از ايشان را كشتند . احمد بن طاهر سردار ينال همچنان قلعهء تيران شاه را در شهر زور در محاصره داشت تا سال 440 در رسيد ، در اين هنگام مرگ در لشكر او افتاد . از ينال يارى خواست ولى ينال به يارى او نشتافت . احمد بن طاهر از آنجا برخاست و به مايدشت [ 4 ] رفت . چون خبر به مهلهل
هامش
[ ( 1 ) ] متن : باجس [ ( 2 ) ] متن : سيروان [ ( 3 ) ] متن : هوازشاه [ ( 4 ) ] متن : مايدشير .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 758 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى