بهاء الدوله سرگرم فرو نشاندن فتنه ابن و اصل در بصره بود و دنبالهء آن تا سال 397 كشيده شد .
[ در سال 397 ابو جعفر الحجاج سپاهى گرد آورد . بدر بن حسنويه نيز او را يارى داد .
ابو جعفر الحجاج با اين سپاه بيامد و بغداد را محاصره كرد ] .
سبب اين واقعه آن بود كه ابو جعفر بر قلج حامى طريق خراسان فرود آمده بود و اين قلج با عميد الجيوش دشمنى داشت ، پس بدين امر ميان ابو جعفر و قلج توافق افتاد . قضا را قلج در اين سال بمرد و عميد الجيوش ، ابو الفتح بن عناز [ 1 ] را به جاى او معين نمود و اين ابو الفتح را با بدر بن حسنويه دشمنى بود . بدر را آتش كينه در دل شعلهور گرديد و ابو جعفر الحجاج را فراخواند و جماعت كثيرى را چون امير هندى بن سعدى و ابو عيسى شادى [ 2 ] بن محمد و ورام بن محمد و ديگران را برانگيخت . على بن مزيد الاسدى نيز به آنان پيوست .
اين سپاه عازم تسخير بغداد شد و در يك فرسنگى آن فرود آمد .
ابو الفتح بن عناز نيز به عميد الجيوش پيوست و با او در بغداد بماند و همچنان به نگهبانى و دفاع مشغول بود تا خبر هزيمت ابن و اصل و پيروزى بهاء الدوله به او رسيد . چون اين خبر بيامد محاصره كنندگان را در عزم فتورى پديد آمد و از بغداد برفتند . ابو جعفر به حلوان رفت . ابو عيسى نيز همراه ابو جعفر كوشيد تا وضع خود اصلاح كند . نزد بهاء الدوله رسول فرستاد . [ بهاء الدوله نيز اجابت كرد . ابو جعفر در شوشتر نزد او رفت ولى از بيم آنكه مبادا عميد الجيوش برمد در او ننگريست . ] بدر بن حسنويه به ولايت رافع بن محمد بن مقن [ 3 ] رفت - او از بنى عقيل بود ، جد اعلاى آل مسيب ، و آن مقن ، مقلد بود - بدر در آنجا آشوبها و كشتارها و تاراجها به راه انداخت .
زيرا رافع بن محمد ، ابو الفتح بن عناز را بدان هنگام كه بدر را از حلوان و قرميسين اخراج كرده بود ، پناه داده بود . چون رافع از يارى ابو الفتح دست برنداشت بدر لشكرى به قلمرو او در جانب شرقى دجله فرستاد و آنجا را غارت كرد و به آتش كشيد . ابو الفتح بن عناز نزد عميد الجيوش به بغداد رفت . عميد الجيوش او را وعدهء يارى داد . چون بهاء الدوله از كار ابن و اصل بپرداخت و او را بكشت ، عميد الجيوش آهنگ بدر بن حسنويه نمود تا او را به سبب لشكر آوردنش به بغداد و يارى او از ابن و اصل گوشمال دهد . عميد الجيوش بدين قصد بيامد و در جندىشاپور فرود آمد . بدر كه وضع را چنان ديد رسولان فرستاد و خواستار مصالحه شد بدين شرط كه هزينهء اين لشكر كشى را بپردازد . او نيز بپرداخت و عميد الجيوش بازگرديد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : عنان
[ ( 2 ) ] متن : سادى
[ ( 3 ) ] متن : معن .