تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
370 اتفاق افتاد . عضد الدوله همهء فرزندان حسنويه را بكشت و تنها ابو النجم را به مقام خويش باقى گذاشت .

جنگهاى بدر بن حسنويه و سپاهيان شرف الدوله

چون عضد الدوله وفات كرد پسرش صمصام الدوله به پادشاهى نشست . برادرش شرف الدوله [ 1 ] در فارس شورش كرد ، سپس بغداد را گرفت . فخر الدوله پسر ركن الدوله بعد از مرگ برادرش مؤيد الدوله از اصفهان به رى آمد و ميان او و شرف الدوله كشمكشهايى در گرفت . شرف الدوله از او كينه به دل داشت . چون شرف الدوله در بغداد استقرار يافت و آن را از دست صمصام الدوله بگرفت ، سردار او قراتكين جهشيارى بود . قراتكين زمام امور دولت او را در دست داشت . شرف الدوله از خود سرى قراتكين در رنج بود . اين بود كه او را به جنگ بدر بن حسنويه فرستاد و قصدش آن بود كه از شر يكى از آن دو خود را برهاند . قراتكين در سال 377 لشكر به جنگ ابو النجم برد و با او در وادى قرميسين روبرو شد . بدر منهزم شد و چنان گريخت كه از ديده‌ها پنهان گرديد و سپاه قراتكين به خيمه‌هاى او در آمد . ولى بدر به ناگاه حمله كرد چنان كه اينان را فرصت بر اسب نشستن نماند . همه را از دم تيغ گذرانيد و هر چه داشتند به غارت برد . قراتكين خود با چند تن از يارانش از مرگ برهيد و خود را به پل نهروان رسانيد . فراريان نيز به دو پيوستند و به بغداد داخل شدند . بدر بر اعمال جبل مستولى گرديد و شوكت و قدرتش افزون گرديد . بدر از آن پس همواره پيروزمند مىزيست . در سال 388 از ديوان خلافت منشور امارت يافت و به ناصر الدوله ملقب گرديد . بدر به حرمين مكه و مدينه صدقات بسيار مىفرستاد و اعراب حجاز را اطعام مىكرد تا قبايل حاج را حراست كنند . كردانى كه در زمرهء ياران او بودند از راهزنى خوددارى مىكردند . اين امور سبب شده بود كه صاحب مقامى ارجمند شود وصيت شهرتش همه جا را بگيرد .

رفتن بدر بن حسنويه به محاصرهء بغداد با ابو جعفر بن هرمز

ابو جعفر الحجاج پسر هرمز از سوى بهاء الدوله نيابت عراق را داشت . بهاء الدوله او را عزل كرد و ابو على بن [ 2 ] استاد هرمز را به جاى او منصوب نمود و او را عميد الجيوش لقب داد . ابو جعفر الحجاج در حوالى كوفه درنگ كرد و با عميد الجيوش در آويخت و عميد الجيوش بر او پيروز گرديد . سپس در سال 363 بار ديگر ميانشان خلاف افتاد و اين فتنه همچنان بر دوام بود و گاه از اعراب بنى عقيل و خفاجه و بنى اسد نيز يارى مىطلبيدند و
هامش
[ ( 1 ) ] متن : مشرف الدوله [ ( 2 ) ] متن : ابو جعفر .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 749 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى