حماد نيز طرح صلح افكند . اين وقايع در سال 500 [ 1 ] اتفاق افتاد .
امارت نصر بن نفيس و مظفر بن حماد بر بطيحه
در ايام خلافت المسترشد باللّه و سلطان محمود بن ملكشاه دبيس بن صدقه عصيان كرد و برسقى شحنهء بغداد بود . سلطان بطيحه را از دبيس بستد . و آن را به ريحان [ 2 ] خادم غلام خود به اقطاع داد . او نيز نصر بن النفيس بن مهذب الدوله احمد بن ابى الخير را بر آن امارت داد . سلطان محمود ، برسقى را فرمان داد كه به قتال دبيس رود . او نيز سپاه گرد كرد و آهنگ دبيس نمود . نصر بن النفيس صاحب بطيحه ، همچنين پسر عمش مظفر بن حماد بن اسماعيل بن ابى الخير نيز با او بود و ميان اين دو عداوت بود . عداوتى موروثى . برسقى و دبيس روبرو شدند . دبيس او را شكست داد . به هنگام هزيمت نصر بن النفيس و پسر عمش مظفر بن حماد در كنار نهر ساباط به يك ديگر رسيدند ، مظفر نفيس را بكشت و به بطيحه رفت و آنجا را در تصرف گرفت . آنگاه نزد دبيس رسولان فرستاد و اظهار فرمانبردارى كرد . دبيس نيز نزد خليفه رسولان فرستاد و به او فرمانبردارى نمود . خبر به سلطان محمود رسيد ، منصور بن صدقه ، برادر دبيس و پسر او را بگرفت و چشمانشان را نابينا نمود . دبيس به خشم آمد و به آشوب در آن بلاد دست زد . جماعتى از اصحاب خود را گفت بر سر اقطاعات خويش به واسط روند ولى تركان مانع آنان شدند . دبيس لشكرى به سردارى مهلهل بن ابى العسكر ترتيب داد و به مظفر بن حماد فرمانرواى بطيحه نوشت در قتال واسط به يارىاش آيد و با اين آرايش سپاه به واسط فرستاد .
مهلهل بن ابى العسكر پيش از رسيدن ديگران جنگ را آغاز كرد . مردم واسط بر او تاختند و هر چه داشت به غنيمت گرفتند . از جمله نامهاى بود به خط دبيس [ كه او را به دستگيرى مظفر بن ابى الخير و مطالبهء اموالى گزاف از او فرمان داده بود ] . پس از اين شكست دبيس در آن بلاد آشوبها بر پا كرد و همواره بطيحه بدين حال بود تا آنگاه كه حكومت بطيحه به دست بنى معروف افتاد و آنان را نيز خلفا از آن ناحيه راندند .
راندن بنى معروف از بطيحه
اين بنى معروف از امراى بطيحه ، در پايان سال پانصد مىزيستند و من ندانم از چه تيره و از چه مردمى بودند . اينان خود را از سلطهء ملوك سلجوقى بيرون كشيدند و اندك اندك بر حله و كوفه و واسط و بصره و تكريت و هيت و انبار و حديثه دست اندازى مىكردند .
در عهد خليفه الناصر لدين اللّه بنى معروف در بطيحه بودند . رئيس ايشان معلى بن معروف بود .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : 530
[ ( 2 ) ] متن : سحان .