از ناتوانىاش خبر دادند و گفتند قصد فرار دارد . ابو الغنائم گفت راهها را سد كنند . در ماه صفر همان سال ابو الغنائم نبرد آغاز كرد و بر او پيروز شد و از مردم بطيحه جماعت بسيارى را بكشت و چند كشتى را در آب غرق نمود . مردم در نيزارها پراكنده شدند . ابن الهيثم خود در كشتى نشست و بگريخت . خانهاش را تاراج كردند و سپس آتش زدند .
امارت مهذب الدولة بن ابى الخير بر بطيحه
از آن پس بنى ابى الخير را بر بطيحه فرمانروايى بود . سالهاى اين حكومت از پيش از سال پانصد بود تا بعد از آن . و من نمىدانم كه اين بنى ابى الخير از چه تيرهاى بودهاند . جز اينكه ابن اثير گويد : اسماعيل ملقب به المصطنع و محمد ملقب به المختص پسران ابو الخير بودند و بر قوم خود رياست داشتند .
چون محمد مختص بمرد پسرش مهذب الدوله به جاى او نشست و با ابن الهيثم صاحب بطيحه به نزاع برخاست . تا آنكه مهذب الدوله در ايامى كه گوهر آيين شحنهء بغداد بود بر او غلبه يافت . پسر عمان و عشيرهاش در تحت فرمان او در آمدند .
سلطان محمد [ بن ملكشاه ] واسط را به صدقة بن مزيد صاحب بطيحه و حله به اقطاع داد ، مهذب الدولة بن ابى الخير صاحب بطيحه آن را در ضمان خود گرفت . و فرزندان خود را به اطراف فرستاد . صدقة بن مزيد از او مطالبهء اموال يك ساله نمود و چون از عهده برنيامد به زندانش افكند [ بدران بن صدقه كه داماد مهذب الدوله بود كوشيد و او را از زندان خلاص نموده به بطيحه فرستاد ] .
حماد بن ابى الخير واسط را ضمان شد . مهذب الدوله با حماد همواره مدارا مىكرد ولى عاقبت كارشان به اختلاف كشيد . زيرا حماد كه نوادهء اسماعيل المصطنع بود هواى رياست در سر داشت . چون گوهر آيين هلاك شد حماد با مهذب الدوله پسر عم خود نزاع آغاز كرد .
مهذب الدوله بسيار كوشيد تا با او طريق آشتى پيمايد ولى ميسر نشد . تا آنگاه كه نفيس پسر مهذب الدوله لشكرى آراست و قصد حماد كرد . حماد به نزد صدقه گريخت و از او لشكر خواست .
او نيز لشكرى به يارىاش گماشت . حماد با آن لشكر بيامد و با مهذب الدوله نبرد آغاز نهاد .
صدقه بر مدد خود بيفزود . مهذب الدوله شكست خورد و بيشتر سپاهيانش هلاك شدند و اين امر سبب شد كه ديگ طمع حماد بيشتر به جوش آمد و بار ديگر از صدقه يارى خواست ، او نيز لشكرى به سردارى سعيد بن حميد [ 1 ] به نزد او فرستاد . مهذب الدوله با فرستادن هدايا و اموال سعيد بن حميد را به خود جلب كرد و سعيد بن حميد ميان او و صدقه را آشتى داد .
مهذب الدوله پسر خود نفيس را نزد صدقه فرستاد . صدقه ميان مهذب الدوله و پسر عمش
هامش
[ ( 1 ) ] متن : حميد بن سعيد .