چون در ماه صفر سال 412 صدقه بمرد مردم بطيحه شاپور بن مرزبان را بر خود امير ساختند .
شاپور به مشرف الدوله نامه نوشت و مال مقرر به گردن گرفت . مشرف الدوله نيز امارت او را بر آن سرزمين تصويب كرد .
سپس ابو نصر شيرزاد بن الحسن بن مروان به مال مقاطعه بيفزود ولى شاپور بن مرزبان بر آن نيفزود . اين بود كه ابو نصر امارت بطيحه يافت و شاپور به جزيرهء بنى دبيس رفت و ابو نصر به جاى او قرار گرفت .
عصيان مردم بطيحه بر ملك ابو كاليجار
در سال 418 ملك ابو كاليجار وزير خود ابو محمد بن بابشاد [ 1 ] را به بطيحه فرستاد .
سركردهء بطيحه در آن روزها ابو محمد حسين بن بكر الشرابى بود كه با وزير ابو محمد بن بابشاد همراه بود . شرابى بر اموال مردم دست ستم گشود و بر هر كس مقدارى معين كرد كه از او مىگرفت . جماعتى آن بلاد را ترك گفتند و باقى تصميم به قتل شرابى گرفتند . شرابى از اين تصميم خبر يافت ، نزد ايشان آمد و معذرت خواست و وعدهء مساعدتشان داد .
وزير ، ابو محمد بن بابشاد به نزد شرابى بازگشت و از او خواست يارانش را براى جمع آورى به فلان جاى بفرستد ، شرابى قبول كرد و نيز گفت كه كشتيها را براى اصلاح به فلان جاى روانه دارد . چون اين كارها به پايان آمد مردم بر او بشوريدند و او را از ديار خود راندند . جماعتى از سپاهيان جلال الدوله در آنجا محبوس بودند آنان را نيز آزاد كردند و به پايمردى ايشان ، به مقاومت خويش درافزودند و نهرها را بگشودند [ و رسوم آبيارى كه در زمان مهذب الدوله معمول بود ] بار ديگر مجرى گرديد . سپس ابن المعبرانى [ 2 ] به بطيحه آمد و شرابى را از آنجا براند . شرابى به دبيس بن مزيد [ 3 ] پيوست و ابن المعبرانى تا سال 433 در آنجا فرمان راند . آنگاه نصر بن الهيثم برفت و بر او چيره شد و بطيحه را تاراج نمود .
عاقبت با جلال الدوله مصالحه كرد كه هر ساله مالى بپردازد و از آن پس در مقام خويش مستقر گرديد .
استيلاى ابو كاليجار بر بطيحه
در سال 439 ابو كاليجار ، ابو الغنائم پسر وزير ذو السعادات [ 4 ] را با سپاهى به محاصره بطيحه فرستاد . او نيز برفت و به محاصره پرداخت . در آن هنگام فرمانرواى بطيحه ابو نصر [ 5 ] بن - الهيثم بود . ابو نصر به صلح گراييد . اما گروهى از يارانش به ابو الغنائم تسليم شدند و او را
هامش
[ ( 1 ) ] متن : نابهشاد
[ ( 2 ) ] متن : العبرانى
[ ( 3 ) ] متن : يزيد .
[ ( 4 ) ] متن : ابو الغنائم ابو السعادات
[ ( 5 ) ] متن : ابو منصور .