تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣
او بود . سپاهيان گرد او را گرفتند ، ابو محمد از آنان پيمان گرفت . ابو محمد عبد اللّه خبر يافت كه مهذب الدوله پيش از مرگش با برخى از سران سپاه در باب بيعت با پسرش ابو الحسين احمد به گفتگو پرداخته است . ابو محمد ، سپاهيان را فرمان داد كه او را گرفته نزد او برند ، سپاهيان چنين كردند . مادرش نزد مهذب الدوله كه در روزهاى پايان عمرش بود رفت و ماجرا بگفت . او گفت كه در چنان حالى جز تأسف كارى از او ساخته نيست . فرداى آن روز مهذب الدوله بمرد و ابو محمد عبد اللّه بن ينى به جايش نشست و سه روز بعد از مرگ او پسرش ابو الحسين احمد را نيز كه پسر دايىاش بود به قتل آورد .

مرگ ابن ينى و حكومت شرابى [ 1 ]

ابو محمد عبد اللّه بن ينى پس از سه ماه فرمانروايى بمرد . سپاهيان متفق شدند كه ابو عبد اللّه [ 2 ] حسين بن بكر الشرابى را به امارت بردارند . او از خواص مهذب الدوله بود . شرابى براى سلطان الدوله پادشاه بغداد مالى فرستاد . سلطان الدوله نيز او را در مقام خويش ابقا كرد .

برافتادن شرابى و حكومت صدقة المازيارى

شرابى تا سال 410 در بطيحه زيست . سلطان الدوله ، صدقة بن فارس المازيارى را بر سر او فرستاد ، او شرابى را برافكند و بطيحه را بگرفت . شرابى همچنان دردست او اسير بماند تا صدقه بمرد و او آزاد گرديد .

وفات صدقه و حكومت شاپور پسر مرزبان

صدقة بن فارس المازيارى در محرم سال 412 بمرد . شاپور بن مرزبان بن مروان سپهسالار لشكرش بود . ابو الهيجاء محمد بن عمران بن شاهين پس از مرگ پدرش گاه در مصر مىزيست و گاه نزد بدر بن حسنويه . تا آنگاه كه به وزير ابو غالب پيوست و چون از ادب بهره‌اى كافى داشت نزد او مقام و منزلتى يافت . اينك براى تصرف بطيحه با ياران خود به آنجا رفت . [ بعضى از مردم بطيحه هم به ابو الهيجاء نامه نوشته بودند و او را وعده داده بودند كه اگر بيايد بطيحه را تسليم او خواهند كرد . صدقه دو روز پيش از مرگش از آمدن ابو - الهيجاء خبر يافت و لشكر كشيد و او را اسير كرد . خواست زنده‌اش گذارد ولى شاپور بن مرزبان او را از اين كار منع كرد و با دست خود به قتلش آورد ] .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : سرانى [ ( 2 ) ] متن : ابو محمد .