خلافت فرا خوانده شد و به مستقر خويش باز آمد .
استيلاى ابو العباس بن و اصل بر بطيحه و عزل مهذب الدوله
ابو العباس بن و اصل نايب طاهر بن زيرك [ 1 ] حاجب بود [ در امور خزانه دارى ] .
چندى بعد از طاهر بيمناك شد و از او جدا شده به شيراز رفت و به خدمت فولاد [ زماندار ] در آمد و در نزد او مقام و منزلتى يافت . چون فولاد گرفتار شد ابن و اصل به اهواز بازگرديد سپس به بغداد رفت . در بغداد در تنگناى معيشت افتاد . پس بغداد را ترك گفت و به خدمت ابو محمد بن مكرم در آمد . آنگاه به بطيحه رفت و در زمرهء ياران مهذب الدوله قرار گرفت .
مهذب الدوله او را بركشيد . چون لشكرستان [ 2 ] بر بصره غلبه يافت مهذب الدوله ابن و اصل را با سپاهى به جنگ او فرستاد . ابن و اصل با او بجنگيد و بر او پيروز شد . سپس به سيراف [ 3 ] رفت و كشتيها و اموال محمد بن مكرم را بگرفت و بر نواحى سفلاى دجله غلبه يافت و سر از طاعت مهذب الدوله برتافت . مهذب الدوله صد زورق پر از مردان جنگى به سوى او فرستاد .
بعضى از اين كشتيها غرق شدند و بعضى نيز به دست او افتادند .
ابن و اصل پس از اين پيروزى به ابله بازگشت . ابو سعيد بن ماكولا لشكرى به نبرد او فرستاد . ابن و اصل بار ديگر او را شكست داد و بر هر چه با او بود غلبه يافت . آنگاه به [ ابله رفت و ابو سعيد بن ماكولا را كه همراه لشكرستان بود منهزم نمود . لشكرستان نيز از برابر او بگريخت . ابن و اصل بر بصره مستولى شد و به دار الاماره در آمد و ديلم را امان داد .
لشكرستان نزد مهذب الدوله رفت . مهذب الدوله سپاهى در اختيار او نهاد و به نبرد ابن و اصل بازگردانيد . اين بار نيز لشكرستان شكست خورد و ابن و اصل بر اموال و بنهء او دست يافت ] . آنگاه به بطيحه رفت . مهذب الدوله از بطيحه بيرون آمد و به ابو شجاع فارس بن مردان [ 4 ] و پسرش صدقة بن ابى شجاع پيوست . اين دو غدر كردند و اموال او را گرفتند . مهذب الدوله به واسط افتاد و ابن و اصل بر بطيحه و اموال مهذب الدوله چنگ انداخت . و آنچه از آن زن مهذب الدوله ، دختر بهاء الدوله بود گرد آورد و نزد پدرش بهاء الدوله فرستاد . اين زن پيش از اين به بغداد رفته بود . سپس مردم بطايح دست به شورش زدند او هفتصد سوار به جازره [ 5 ] فرستاد و با مردم آنجا جنگ كرد و بر آنان غلبه يافت . چون همه جا عليه او شورش بر پا شده بود ، بر جان خود بترسيد و به بصره بازگرديد و بطايح همچنان در آشوب بماند .
ابن و اصل به بصره فرود آمد در حالى كه سخت نيرومند شده بود . مردم آن نواحى از او بيمناك بودند . بهاء الدوله از فارس به اهواز آمد تا در كار او بنگرد ، و عميد الجيوش را از
هامش
[ ( 1 ) ] متن : زربوك
[ ( 2 ) ] متن : شكرستان
[ ( 3 ) ] متن : شيراز .
[ ( 4 ) ] متن : مروان .
[ ( 5 ) ] متن : مجاوره .