بيايد . آن دو برفتند و يكى به شهر مرمجنه [ 1 ] فرود آمد و يكى در سوق حمار [ 2 ] و اين دو شهر هر دو در كتامهاند . اين دعوت در آن نواحى شايع شد . محمد الحبيب خود در سلميه از سرزمين حمص بود . پيروانش چنان نهاده بودند كه چون به زيارت مرقد حسين مىروند به ديدار او روند . محمد بن الفضل از عدن لاعه از يمن بيامد . محمد الحبيب يكى از ياران - خود به نام رستم بن الحسين [ 3 ] بن فرج بن حوشب را فرمود تا در يمن به اقامهء دعوت پردازد و بگويد كه مهدى در همين ايام خروج خواهد كرد . او برفت و دعوت به مهدى از آل - محمد را با آن اوصافى كه مىشناختند آشكار نمود و بر بسيارى از يمن مستولى گرديد و به المنصور معروف گرديد و در جبل لاعه دژى بنا نمود و صنعاء را از بنى يعفر بگرفت و به - يمن و يمامه و بحرين و سند و هند و مصر و مغرب داعيان فرستاد .
از كسانى كه به محمد الحبيب پيوست يكى ابو عبد اللّه حسين ( يا حسن ) بن احمد بن محمد بن - زكريا الشيعى بود معروف به المحتسب و المعلم . گويند پيش از اين در بصره محتسب - بود . و گويند كه محتسب برادر او ابو العباس المخطوم بوده است و چون مذهب اماميه را تعليم مىداد به المعلم شهرت يافت . محمد الحبيب در او اهليت يافت و او را نزد ابن حوشب به يمن فرستاد تا از او تعليم گيرد سپس به مغرب رود و به كتامه در آيد و در آنجا دعوت آشكار نمايد . ابو عبد اللّه الشيعى نزد ابن حوشب آمد و ملازم او شد و در مجالس او حاضر مىگرديد و از دانشش بهره مىگرفت .
ابو عبد اللّه الشيعى با حاجيان يمن به مكه رفت و در آنجا با مردم و رؤساى كتامه ملاقات كرد . در ميان آنان كسانى هم بودند كه حلوانى و ابن به كار را ديده بودند و از آنان چيزهايى آموخته بودند . ابو عبد اللّه الشيعى با آنان عازم منزلگاهشان شد . از كسانى كه با آنها ديدار كرد يكى موسى بن حريث بزرگ بنى سليان يكى از شعوب مغرب بود و ديگر ابو القاسم الورنجومى از وابستگان آنان و مسعود بن عيسى بن ملال المساكتى و موسى بن مكاد [ 4 ] . اينان چند مجلس با او نشستند و آراء و عقايدش را شنيدند و چون مردى عابد و پارسايش يافتند به دو دلبستگى يافتند و چون خواستند به ديار خود روند از او خواستند كه همراهشان گردد . او نيز همراهشان شد ولى چهرهء مذهب خويش مىپوشيد ، تا آنگاه كه از قوم و قبيله و شهر و حكمرانانشان پرسيد و آنها همه را برايش بشرح گفتند . و در باب اطاعتشان از سلطان افريقيه گفتند كه اطاعت از او در حد معمول است . ابو عبد اللّه الشيعى يقين كرد كه كار او در ميان آنان بالا خواهد گرفت و با آنان راهى مغرب شد . اينان راه صحرا را برگزيدند و به قيروان نرفتند و رفتند تا به شهر سوماثه ( ؟ ) رسيدند كه محمد بن حمدون بن سماك الاندلسى از مردم بجايهء اندلس در آنجا فرود آمده بود . او حلوانى را ديده بود و
هامش
[ ( 1 ) ] متن : مراغه .
[ ( 2 ) ] متن : جمار .
[ ( 3 ) ] متن : الحسن .
[ ( 4 ) ] متن : موسى بن تكاد .