آغاز دولت عبيديان
نخستين عبيديان ، عبيد اللّه المهدى از فرزندان محمد الحبيب [ 1 ] بن جعفر المصدق [ 2 ] بن محمد المكتوم بن اسماعيل بن جعفر الصادق است . و اعتبارى به قول كسانى كه اين نسب را انكار كردهاند چون مردم قيروان و ديگران نيست . همچنين آن محضرى هم كه در ايام القادر باللّه در بغداد نوشتند و در نسب ايشان طعن كردند ، و اعلام ائمه بر آن شهادت دادند بى اعتبار است . و ما از آنان ياد كرديم . از ديگر سو نامهاى كه المعتضد باللّه به ابن - الاغلب به قيروان و به ابن مدرار به سجلماسه نوشته ، آنگاه كه او به مغرب رفت و از آنها خواست دستگيرش كنند و بندش بر نهند دليل بر صحت نسب ايشان است . شعر شريف الرضى نيز اين معنى را تسجيل مىكند [ 3 ] .
آنهايى كه در آن محضر شهادت دادند شهادتشان مبتنى بر سماع بود و تو خود مىدانى كه چگونه شهادتى است . از صد سال پيش دشمنانشان يعنى شيعهء آل عباس همواره در نسبشان طعن زده و مردم رنگ مذهب دولتمداران را گرفته بودند ولى آشكار شدن دعوت ايشان در مكه و مدينه بيش از هر چيز حكايت از صحت نسب اين خاندان دارد . گروهى نيز اينان را به اصل يهودى و نصرانى نسبت مىدهند همچنانكه ميمون القداح [ 4 ] و جز او را نسبت مىدادند . گناه اين افترا نيز به گردن خود آنهاست . پيروان عبيديان هم در مشرق بودند و هم در يمن و افريقيه . اين مذهب را دو تن از پيروانشان به نامهاى حلوانى و ابو سفيان به افريقيه آوردند . آن دو را جعفر المصدق [ 5 ] به آن ديار فرستاد . جعفر المصدق آن دو را گفت كه در مغرب سرزمينى است ناكشته برويد و آنجا را شخم بزنيد تا صاحب بذر
هامش
[ ( 1 ) ] ابن اثير ، وقايع سال 296 : ابو محمد عبيد اللّه . بعضى گويند : محمد بن عبد اللّه بن ميمون بن محمد بن اسماعيل بن جعفر . . . و گويند : عبيد اللّه احمد بن اسماعيل الثانى بن محمد بن اسماعيل . زامباور : عبيد اللّه بن عبد اللّه بن الحسين النقى بن احمد الوفى بن عبد اللّه الرضا بن محمد المكتوم بن اسماعيل بن جعفر .
[ ( 2 ) ] در متن : الصادق .
[ ( 3 ) ] شعر رضى اين است :ما مقامى الهوان و عندى * مقول صارم و انف حمىالبس الذل فى بلاد الأعادي * بمصر الخليفة العلوىمن ابوه ابى و مولاه مولا * ى اذا ضامنى البعيد القصىلف عرقى بعرقة سيد النا * س جميعا : محمد و علىان ذلى بذلك الجوعز * و اوامى بذلك النقع رى[ ( 4 ) ] متن : ليعمون القدح .
[ ( 5 ) ] متن الصادق .