شهر بيرون مىآمدند و آنان را سنگباران مىكردند . چون لشكرهايى كه به بردعه آمده بودند بازگشتند ، روسها دست به كشتار مردم زدند و اموالشان را به غارت بردند و جمعى را نيز برده ساختند .
مسلمانان از اين واقعه محزون شدند . مرزبان لشكر فراهم آورد و به سوى بردعه رفت و در راه كمين نهاد و خود پيش رفت . روسها به نبرد بيرون آمدند ، مرزبان بگريخت و آنان از پىاش بتاختند تا از كمين گذشتند . يارانش همچنان مىگريختند . مرزبان و برادرش و يكى از يارانش دل بر هلاك نهاده بازگشتند و آن گروه كه در كمين بودند بيرون جستند و از پشت سر حمله كردند . در اين نبرد بسيارى از لشكر روس و نيز اميرشان به قتل رسيد . باقى به شهر بازگشتند و در دژ موضع گرفتند . پيش از اين اموال و اسيران را به آنجا حمل كرده بودند .
مرزبان دژ را محاصره كرد و در محاصره نيك پايدارى نمود .
در اين احوال مرزبان خبر يافت كه ابو عبد اللّه حسين بن سعيد [ 1 ] بن حمدان به آذربايجان آمده و به سلماس رسيده است . پسر عمش ناصر الدوله او را فرستاده بود كه بر آذربايجان استيلا يابد . مرزبان گروهى از لشكر خود را به محاصره روسها گماشت و با گروه ديگر به جنگ ابن حمدان آمد و چند روز با او نبرد كرد . ناگاه از سوى ناصر الدوله پيامى رسيد و او را به موصل فراخواند و گفت كه توزون مرده است و او به بغداد مىرود ، ابو عبد اللّه بازگرديد . اما روسهايى كه در آن دژ محاصره شده بودند ، گرفتار بيماريهاى همهگير شدند ، پس شبانگاه از دژ بيرون آمدند و هر چه توانستند از آن اموال حمل كردند و خود را به رود كر رسانيدند و به كشتيها خود سوار شده به ديار خود رفتند . خداوند آن بلاد را از ايشان پاك ساخت .
حركت مرزبان به رى و هزيمت او و سپاهش
چون لشكريان خراسان به رى رسيدند ، مرزبان پنداشت كه اين واقعه سبب مىشود كه ركن الدولة بن بويه به دو نپردازد . مرزبان رسول خود را نزد معز الدوله به بغداد فرستاده بود .
معز الدوله نيز او را به خوارى بازگردانده بود . از اين رو مرزبان قصد رى كرد و طمع در تصرف آن بست . بعضى از سرداران معز الدوله از او امان خواستند و او را بدين كار ترغيب نمودند . ناصر الدولة بن حمدان نيز نزد او كس فرستاد و به تسخير رى تحريضش كرد ولى اشارت كرد كه نخست بغداد را بگيرد سپس رى را .
ركن الدوله نزد برادران خود عماد الدوله و معز الدوله رسولان فرستاد و از آنان يارى خواست . آنان نيز مدد فرستادند و سبكتكين حاجب با لشكر بغداد بيامد . چون به دينور رسيد جنگجويان ديلم كه در لشكر او بودند بر او بشوريدند . سبكتكين از معركه بگريخت
هامش
[ ( 1 ) ] متن : سعد .