اجابتش كردند مرزبان به آذربايجان لشكر برد ، مردان ديلم كه در نزد ديسم بودند به دو گرايش يافتند و همه از او امان خواستند بسيارى از كردان نيز تسليم شدند . ديسم به ارمينيه گريخت و بر فرمانرواى آن غاقيق پسر ديرنيق آرجرونى [ 1 ] فرود آمد و مرزبان آذربايجان را به سال 330 بگرفت . وزير او على بن جعفر با ياران مرزبان روشى نكوهيده پيش گرفت .
اين بود كه عليه او دست به دست هم دادند و سعايت آغاز كردند . على بن جعفر از مرزبان بيمناك شد و او را برانگيخت كه در تبريز اموالى عظيم گرد آمده ، اگر لشكرى به آنجا برد همه را تصاحب خواهد كرد . آنگاه به مردم تبريز پيام داد كه مرزبان براى مصادره شما آمده است .
چون مرزبان لشكر به تبريز برد مردم تبريز به جان ديلم افتادند و كشتارشان كردند . آنگاه ديسم بن ابراهيم را فراخواندند . ديسم عازم تبريز شد . كردانى كه از مرزبان امان خواسته بودند به ديسم پيوستند . مرزبان به تبريز لشكر برد و در خارج شهر ميان او و ديسم نبرد افتاد . ديسم و كردان بگريختند ولى بار ديگر به شهر بازگشت و در آن تحصن گزيد . مرزبان تبريز را محاصره كرد و در ضمن با على بن جعفر مكاتبه آغاز نمود و سوگند خورد كه بر او غدر نكند و به آنچه او خواهد وفا كند . اما على بن جعفر گفت مىخواهد در كنج سلامت بنشيند و ترك عمل كند . مرزبان نيز از او بپذيرفت و محاصرهء ديسم را سختتر كرد . ديسم از تبريز به اردبيل گريخت و على بن جعفر از شهر بيرون آمد و به مرزبان پيوست ، مرزبان نيز به هر چه سوگند خورده بود وفا كرد [ مرزبان اردبيل را محاصره كرد ] . عاقبت ديسم خواستار مصالحه گرديد ، و از مرزبان خواست كه او را به ديار خود طارم فرستد تا در آنجا ميان خاندان و خويشاوندان خود باشد . مرزبان چنين كرد و ديسم به قلعهء خود رفت و در آنجا ماند .
استيلاى روس بر شهر بردعه و غلبه مرزبان بر آنان
اين روسها از طوايف ترك در همسايگى روميان و پيرو دين مسيحاند و با روميان سالهاى دراز در همسايگى هم زيستهاند . بلادشان از سويى مجاور بلاد آذربايجان است . طايفهاى از ايشان در سال 332 در دريا به كشتى نشستند و از راه رود كر [ 2 ] به بردعه از بلاد آذربايجان رفتند . نايب مرزبان در بردعه بود . با پنج هزار مرد جنگى از ديلم و ديگران به قتال بيرون آمد . روسها ايشان را شكست دادند و از ديلم بسيارى را كشتند و آنان را تا درون شهر تعقيب كردند . پس شهر را گرفتند و نداى امان در دادند و با مردم نيكى كردند . مسلمانان از هر ناحيه گرد آمدند ولى بر آنان ظفر نيافتند . چون به شهر در آمدند مردم
هامش
[ ( 1 ) ] متن : حاجيق بن الديرانى . متن از روى شهر ياران گمنام كسروى چاپ سوم ص 73 . تصحيح شده
[ ( 2 ) ] متن : لكهنر .