گرفتن پانصد هزار دينار ديگر جانشينى او را تصويب نمود . در بلاد جبل تا حدود ارمينيه به نام سلطان محمود خطبه خواندند . آنگاه مسعود بن محمود در سالهاى 430 بر جرجان و طبرستان فرمان راند و آثار دولت خاندان قابوس را برافكند . چنان كه گويى هرگز نبودهاند .
و البقاء للّه وحده .
خبر از دولت مسافر ديلمى در آذربايجان و سرانجام كار او
آذربايجان به هنگام ظهور ديلم و انتشار ايشان در بلاد و استيلايشان بر آن اعمال در سالهاى 330 به دست ديسم [ 1 ] بن ابراهيم كرد از اصحاب يوسف بن ابى الساج بود . از احوال او آنكه پدرش ابراهيم از خوارج بود ، از اصحاب هارون الشارى كه در موصل خروج كرده بود . ابراهيم پس از قتل هارون به آذربايجان آمد و دختر يكى از رؤساى كرد را به زنى گرفت و ديسم [ 2 ] از او زاده شد و در آذربايجان نشو و نما يافت .
چون ديسم بزرگ شد در زمرهء سپاهيان ابن ابى الساج در آمد و به فرمان او در چند جنگ شركت كرد تا بعد از مرگ ابن ابى الساج بر آذربايجان مستولى شد . بيشتر سپاهيان او از كردان بودند .
آنگاه كه ديلم بر بلاد غلبه يافت و وشمگير رى را در تصرف آورد اعمال جبل را به لشكرى داد . لشكرى اموال و سپاهى گرد آورد و در سال 326 به آذربايجان لشكر كشيد تا آن را ضميمه قلمرو خويش سازد . ديسم در برخى جهات آذربايجان با او روبرو شد ولى شكست خورد و لشكرى بر بسيارى از نواحى آذربايجان ، جز اردبيل كه با رويى استوار داشت و مردمش به اتكاى آن مقاومت كردند ، غلبه يافت .
لشكرى نزد مردم اردبيل كس فرستاد و آنان را وعدههاى نيكو داد ، مردم به سخن او گوش ندادند . او نيز محاصره را شديدتر كرد و با روى شهر را سوراخ نمود و بر شهر غلبه يافت و چند روز شهر را در دست داشت . روزها به درون شهر مىرفت و شبها بيرون مىآمد و در لشكرگاه خود مىغنود . يك شب مردم شكافهاى بارو را سد كردند و راه بر دشمن بستند .
لشكرى بار ديگر به محاصره پرداخت . مردم اردبيل از ديسم يارى خواستند . ديسم بيامد و از پشت سر به لشكرى حمله كرد و مردم اردبيل از روبروى او حمله كردند . لشكرى منهزم شد و اكثر يارانش به قتل رسيدند . باقى لشكر به موقان گريخت و از اسپهبد پسر دوله ( يا دلوله ) يارى خواست . و او چون لشكرى گرد آورد به نبرد ديسم آمد . ديسم شكست خورد و از نهر ارس بگذشت . ديسم آهنگ وشمگير كرد . وشمگير در رى بود . ديسم از او يارى خواست و تضمين كرد كه هر ساله مالى بپردازد . وشمگير لشكرى همراه او كرد ، سران سپاه لشكرى نامهاى
هامش
[ ( 1 ) ] متن : رستم
[ ( 2 ) ] متن : دسيم .