برگزيدند . ياران پسر بهستون رو به گريز نهادند . عمش قابوس او را در كفالت خود گرفت و در زمرهء بهترين فرزندان خود قرار داد . و جرجان و طبرستان را در ضبط آورد .
استيلاى عضد الدوله بر جرجان و طبرستان
چون ركن الدوله در سال 366 از دنيا رفت پسرش عضد الدوله به جاى او نشست .
پسر ديگرش فخر الدوله امارت همدان و اعمال جبل يافت و پسر ديگرش مؤيد الدوله به حكومت اصفهان منصوب گرديد . بختيار پسر معز الدوله در بغداد بود ، او بر حكومت بغداد مستولى شد . آنگاه عضد الدوله به قصد برادرش فخر الدوله لشكر به همدان برد . فخر الدوله نزد قابوس گريخت و عضد الدوله تا رى پيش آمد و رى را بگرفت و رسولى نزد قابوس فرستاد و خواستار برادر خود گرديد . قابوس به سخن او گوش نداد .
عضد الدوله برادرش ، مؤيد الدوله ، را كه در خراسان بود فرمان داد لشكر بر سر قابوس برد ، و او را به اموال و سپاهيان مدد كرد . در سال 371 مؤيد الدوله به جرجان راند . در اين هنگام ، امارت خراسان با حسام الدوله ابو العباس تاش بود . او از جانب ابو القاسم نوح بن - منصور در خراسان بود . چون نبرد ميان قابوس و مؤيد الدوله درگرفت قابوس منهزم شد و به نيشابور افتاد ، در آنجا فخر الدوله نيز به دو پيوست . حسام الدوله ابو العباس تاش ماجرا به امير نوح بن منصور بنوشت . فرمان آمد كه فخر الدوله و قابوس را عليه مؤيد الدوله يارى نمايد و قابوس را به مستقر پادشاهىاش بازگرداند . حسام الدوله تاش لشكر به جرجان برد و دو ماه شهر را در محاصره گرفت تا مردم به جان آمدند . مؤيد الدوله به فائق الخاصه از سرداران لشكر خراسان نامه نوشت و او را وعدههاى جميل داد كه به هنگام روبرو شدن دو سپاه او و اتباعش بگريزند .
چون مؤيد الدوله به كارزار آمد ، فائق چنان كه وعده داده بود با اتباعش به هزيمت رفت . حسام الدوله و فخر الدوله اندكى درنگ كردند سپس از پى هزيمتشدگان به خراسان رفتند . در اين احوال وزير عتبى به قتل رسيده بود . حسام الدوله به خراسان فراخوانده شد كه عهده دار وزارت شود . در سال 372 عضد الدوله درگذشت و ما در باب وفات او پيش از اين سخن گفتيم .
آنگاه ميان حسام الدوله تاش و ابو الحسن بن سيمجور فتنه افتاد و تاش به جرجان گريخت . فخر الدوله او را نيك بنواخت و آن سان كه معهود نبود در حق او نيكى كرد . اخبار اين وقايع را نيز آوردهايم .
چون فخر الدوله جرجان و طبرستان و رى را تصرف كرد ، عزم آن نمود كه جرجان و طبرستان را به قابوس دهد و اين به سبب الفت و مودتى بود كه در سالهاى غربت با هم پيدا كرده بودند و او سبب شده بود كه در قابوس از كشور خود برافتد . در اين بار با صاحب بن عباد وزير خود مشورت كرد او موافقت ننمود . قابوس همچنان در خراسان بماند . آل سامان