تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
كسى ستمى نكرده است و تو را در اين امر حقى نيست و از گرد او پراكنده شدند و چون او را رفض كردند ، رافضه ناميده شدند و اتباع زيد را زيديه خوانند . امامت از على بن حسن و از او به حسين ، سپس به پسرش على زين العابدين و به پسر او محمد الباقر سپس به پسر او جعفر الصادق رسيد و همهء اينها به وصيت صورت گرفته است . در امامت اين شش تن هيچيك از رافضيان اختلاف نكرده‌اند . از امام جعفر صادق دو فرقهء اثنا عشرى و اسماعيلى پديد آمد . از اين پس اثنا عشريه را اماميه خواندند و اعتقادشان بر اين است كه امامت از امام جعفر صادق به پسرش موسى الكاظم رسيد . او پس از وفات پدرش داعيانى به اطراف فرستاد و اين امر سبب شد كه هارون او را از مدينه بياورد و نزد عيسى بن جعفر محبوس نمود سپس به بغدادش آورد و به سندى بن شاهك - سپرد . گويند كه يحيى بن خالد او را رطب مسموم خورانيد . موسى الكاظم در سال 183 - وفات كرد . شيعيان مىگويند كه پس از او امامت به پسرش على الرضا رسيد . او را در ميان بنى هاشم مرتبتى عظيم بود و با مأمون صحبت داشت . مأمون در سال 201 بدان سبب كه داعيان طالبيين پديد آمده و در هر جا خروج كرده بودند ، على بن موسى الرضا را ولى عهد خود ساخت . مأمون در اين ايام در خراسان بود و هنوز بعد از كشته شدن برادرش امين به بغداد نرفته بود . عباسيان از اين كار برآشفتند و با عم او ابراهيم بن المهدى در بغداد بيعت كردند . مأمون به عراق حركت كرد ، على الرضا نيز همراه او بود . به سال 203 در راه وفات كرد . او را در طوس دفن كردند . گويند مأمون او را زهر داد . و حكايت كنند كه به هنگام بيمارى او مأمون به عيادتش آمد و گفت : مرا وصيتى كن . گفت : زنهار از اينكه چيزى به كسى دهى آنگاه از كردهء خويش پشيمان گردى . و اين درست نيست . زيرا مأمون منزه از آن بود كه خونى به باطل ريزد ، مخصوصا خون اهل بيت . بارى اماميه مىگويند - امامت پس على الرضا به پسرش به محمد التقى رسيد . او را در نزد مأمون مكانتى بود و دختر خود را به او داد و اين ازدواج در سال 205 واقع شد . محمد التقى در سال 220 وفات كرد . او را در مقابر قريش به خاك سپردند . اماميه مىگويند بعد از او پسرش على ملقب به الهادى و الجواد [ 1 ] به امامت رسيد . او در سال 254 وفات كرد و قبر او در قم [ 2 ] است . ابن سعيد مىگويد : مقتدر او را مسموم نمود . اماميه مىگويند پس از او امامت به پسرش حسن ملقب به العسكرى رسيد . زيرا او در سر من رأى متولد شد و آنجا را العسكر مىگفتند . خود نيز بعد از پدر در آنجا محبوس بود
هامش
[ ( 1 ) ] الجواد لقب امام محمد تقى عليه السلام است . [ ( 2 ) ] مرقد امام على النقى عليه السلام در سامراء است اگر از متن چيزى نيفتاده باشد سهوى عجيب است از سوى ابن خلدون .