تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
در سال 427 بار ديگر لشكريان بر جلال الدوله بشوريدند ، او در جامه و هيأت مردى بدوى بگريخت و به خانهء المرتضى در كرخ پناه برد و از آنجا به تكريت رفت و به رافع بن الحسين بن مقن [ 1 ] پيوست . تركان سراى او را غارت كردند و خراب نمودند . اما القائم بامر اللّه اوضاع لشكر را سر و صورتى داد و او را بازگردانيد .

فتنهء بارس طغان [ 2 ] و كشته شدن او

گفتيم كه بارس طغان از اكابر سرداران ديلم بود و حاجب الحجاب لقب داشت . جلال الدوله او را متهم مىكرد كه سبب تحريك تركان به آشوب مىشود و تركان متهمش مىكردند كه اموال را براى خود برمىگيرد و به آنها چيزى نمىدهد . از اين رو بيمناك شد و در اواسط سال 428 [ 3 ] به خليفه پناه برد . خليفه نيز پناهش داد . بارس طغان به ابو كاليجار نامه مىنوشت و او را به بغداد فرا مىخواند . بدين سبب ابو كاليجار لشكرى به واسط روانه داشت . لشكرى هم كه در آنجا بود شورش كرد و الملك العزيز بن جلال الدوله را از آنجا راند . الملك العزيز به بغداد نزد پدر رفت . بارس طغان پس از اين واقعه بىپرده به نام ابو كاليجار دعوت كرد و خليفه را واداشت تا به نام او خطبه بخواند زيرا خليفه از اين كار امتناع مىورزيد . پس ميان او و جلال الدوله نبرد درگرفت . خليفه ، جلال الدوله را از بغداد اخراج كرد و او به اوانا رفت ، بساسيرى نيز با او بود . بارس طغان وزير ، ابن فسا نجس را بگرفت و خود به نيابت از ملك ابو كاليجار كارها را زير نظر گرفت . ولى خليفه از خطبه به نام جلال الدوله امتناع مىورزيد . ميان دو گروه درگيريهايى شد . عاقبت جلال الدوله به بغداد بازگرديد و در جانب غربى فرود آمد . قرواش بن المقلد - العقيلى و دبيس بن على بن مزيد الاسدى نيز با او بودند و به نام جلال الدوله خطبه خوانده شد . ابو كاليجار نيز در جانب شرقى بود . ابو الشوك و ابو الفوارس منصور بن حسين نيز بارس طغان را يارى مىكردند و از ابو كاليجار جانبدارى مىنمودند . چندى بعد جلال الدوله به انبار رفت و قرواش به موصل . بارس طغان نيز ابن فسا نجس را دستگير كرد و منصور بن حسين نيز به ديار خود بازگرديد . در اين احوال خبر آوردند كه ابو كاليجار نيز به فارس بر مىگردد . اين خبر سبب شد كه آن گروه از ديلم كه با بارس طغان همدستى كرده بودند از او جدا شوند . بارس طغان كه ديگر ياراى اقدامى نداشت اموال و خانوادهء خود را به سراى خلافت سپرد و خود به واسط رفت . جلال الدوله به بغداد آمد و بساسيرى و بنى خفاجه را از پى او فرستاد . جلال الدوله
هامش
[ ( 1 ) ] متن : معن [ ( 2 ) ] متن : بادسطفان [ ( 3 ) ] متن : 427 .