خزانهاش مرخص نمود و در خانهء خود را ببست . اين امر سبب فتنهاى بزرگ شد و وزير خود عميد الدوله [ 1 ] را عزل كرد و پس از او ابو الفتح محمد بن ابى الفضل بن اردشير چند روزى وزارت نمود . كار او نيز رونق و ثباتى نيافت . او را نيز عزل كرد و ابو اسحاق ابراهيم بن ابى الحسين سهلى [ 2 ] ، وزير مأمون خوارزمشاه را به وزارت برگزيد . او نيز پس از بيست و پنج روز وزارت بگريخت .
شورش تركان در بغداد بر ضد جلال الدوله و دعوت به ابو كاليجار ، سپس بازگشتن به فرمان جلال الدوله
بار ديگر فتنه ميان تركان و جلال الدوله بالا گرفت . اين فتنه در ماه ربيع الاول سال 423 بود . جلال الدوله در سراى خويش بر بست و تركان ، سرايش را غارت كردند و دبيران و اصحاب دواوين را جامه از تن بر كندند . وزير ابو اسحاق سهلى به محله كمال الدين غريب بن محمد گريخت . و جلال الدوله به عكبرا رفت ، و به نام ابو كاليجار خطبه خوانده او را از اهواز فراخواندند . ولى عادل بن مافنه او را گفت تا چند تن از سرانشان نزد او نيايد نرود .
چون ابو كاليجار درنگ كرد ، بار ديگر خطبه به نام جلال الدوله كردند و او پس از چهل و سه روز كه غيبت كرده بود بازگرديد .
جلال الدوله اين بار ابو القاسم بن ماكولا را وزارت داد ولى چون تركان بر او شوريدند معزولش نمود و برخى اموال را كه مصادره كرده بود از او بستد .
استيلاى جلال الدوله بار ديگر بر بصره ، سپس استيلاى ابو كاليجار بر آن
چون ابو منصور بختيار بن على ، نايب ابو كاليجار در بصره در اواسط سال 424 از دنيا رفت ، دامادش [ ظهير الدين ] ابو القاسم به سبب لياقت و كفايتش به جاى او نشست و زمام امور بصره را به دست گرفت .
ابو كاليجار به سبب خودكامگىاش خواست او را عزل كند ولى او از فرمان سر برتافت و خطبه به نام جلال الدوله خواند .
جلال الدوله پسر خود الملك العزيز را از واسط فراخواند . او بيامد و بصره را بگرفت و سپاهيان ابو كاليجار را از آنجا براند . سپس ميان ابو القاسم و العزيز اختلاف افتاد و بعضى از ديلم از نزد او برميدند و به العزيز پيوستند و از او شكايت كردند . العزيز ، ابو القاسم را از بصره براند . او در ابله درنگ كرد و از آنجا به جنگ العزيز آمد و او را از بصره بيرون
هامش
[ ( 1 ) ] متن : عميد الملك
[ ( 2 ) ] متن : سهيلى .