از اين داشت كه مبادا سلطان مسعود از اصفهان بر سر او لشكر آورد و ياراى پايدارىاش نباشد . در هر حال بعد از مرگ سلطان محمود لشكر كشيد و اصفهان و همدان و رى را تصرف كرد . حتى به قلمرو انوشيروان بن منوچهر بن قابوس نيز تجاوز كرد .
انو شيروان بن منوچهر به سلطان مسعود شكايت كرد و او لشكرى به رى فرستاد .
نبردى سخت درگرفت . سپاه مسعود بر رى غلبه يافت و شهر را غارت كرد . علاء الدولة بن - كاكويه كه زخم برداشته بود به قلعهء فردجان [ 1 ] در پنج فرسخى همدان پناه برد و در آنجا تحصن گزيد . در رى و قلمرو انوشيروان به نام سلطان مسعود خطبه خواندند و از سوى او تاش فراش به امارت آن نواحى گماشته شد . تاش سيرت بد خويش آشكار كرد تا بار ديگر علاء الدوله بر آن امارت يافت .
استيلاى جلال الدوله بر بصره و بازگشتن آن به ابو كاليجار
گفتيم كه چون ابو كاليجار از اهواز بيرون آمد جلال الدوله وارد اهواز شد . ابو كاليجار از واسط از پى او راند . جلال الدوله را منهزم نمود و بار ديگر واسط را در تصرف آورد .
ابو منصور بختيار بن على نايب ابو كاليجار در بصره بود . او چهار صد كشتى بسيج كرد و به سردارى ابو عبد اللّه [ 2 ] شرابى [ 3 ] فرمانرواى بطيحه به جنگ جلال الدوله فرستاد . اين سپاه شكست خورد و بختيار بن على آهنگ فرار نمود . سپس عزم پايدارى كرد و از دريا و خشكى جنگ را ادامه داد . وزير ابو على بن ماكولا خود بر سفينهاى سوار شد و به جنگ آمد . چون به نهر ابو الخصيب داخل شد پس از نبردى روى به گريز نهاد و بختيار از پى او براند .
آنگاه بختيار خود به كشتى نشست . كشتيهاى ابو على را تصرف كردند و خودش را نيز به اسارت گرفتند . بختيار بن على او را نزد ابو كاليجار فرستاد . ابو كاليجار اكرامش كرد و آزادش نمود . بعضى گويند ابن ماكولا غلامى و كنيزى را ديده بود كه با يك ديگر در آميختهاند ، آن دو از بيم آنكه رازشان را فاش كند او را كشتند . و گويند اين وزير در ايام وزارتش رسمهاى ظالمانه نهاده بود ، از جمله مالياتى بود كه از كالاها مىگرفت .
چون خبر دستگيرى وزير به جلال الدوله رسيد ، پسر عم او ابو سعد بن عبد الرحيم [ 4 ] را به وزارت خويش برگزيد .
پس از واقعهء اسارت وزير ابو على بن ماكولا ، جلال الدوله لشكر به بصره فرستاد . اينان در ماه شعبان سال 421 بصره را گرفتند . بختيار بن على با سپاه خود به ابله رفت و از ابو - كاليجار يارى خواست . ابو كاليجار به سردارى وزيرش ذو السعادات ابو الفرج بن فسا نجس
هامش
[ ( 1 ) ] متن : فردخان
[ ( 2 ) ] متن : عبد اللّه
[ ( 3 ) ] متن : السرانى .
[ ( 4 ) ] متن : ابو سعيد عبد الرحيم .