تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
و منصور بودند . فناخسرو پسر مجد الدوله و شمارى از ديلم نيز با او بودند . غزان همدان را پاك بروبيدند . از همدان لشكرهايى به اسد آباد [ 1 ] و دينور فرستادند . ابو الفتح بن ابى الشوك فرمانرواى دينور به قتالشان برخاست و جمعى از ايشان را اسير كرد . سران غز پيام دادند كه اسيران را آزاد كند . ابن ابى الشوك گفت به شرطى آنان را آزاد خواهد كرد كه با او مصالحه كنند . و چون مصالحه كردند او نيز اسيران را آزاد كرد . سپس غزان نزد ابو كاليجار بن علاء الدوله پيام دادند كه به همدان آيد تا او را بر خود سرورى دهند و ادارهء امور ملك را به تدبير او سپارند . چون ابو كاليجار بيامد بر او حمله آوردند و اموالش را به غارت بردند ، او نيز بگريخت . چون پدرش علاء الدوله بشنيد از اصفهان بيرون آمد ، در راه به جماعتى از غزان برخورد كرد ، با آنان در آويخت و بر ايشان ظفر يافت و پيروزمند به اصفهان بازگرديد . طوايف ديگرى از غزان سلجوقى ، از ما وراء النهر از پى اينان بيرون آمدند آنان اصحاب طغرلبك و داود و چغرى بيك [ 2 ] و بيغو و برادرشان ابراهيم ينال بودند . اين گروه قصد رى و همدان داشتند . آنگاه به آذربايجان و ديار بكر و موصل رفتند و در آن ديار پراكنده شدند و كردند آنچه كردند - و ما در اخبار قرواش صاحب موصل و ابن مروان صاحب ديار بكر در - باره ايشان سخن گفتيم - نيز در اخبار ابن وهسودان بدان اشارت خواهيم كرد .

استيلاى مسعود بن سبكتكين بر همدان و اصفهان و رى سپس بازگشت او نزد علاء الدولة بن كاكويه

چون غزان از همدان رفتند ، مسعود بن سبكتكين سپاهى به آنجا فرستاد و به تصرفش آورد . سپس به اصفهان راند . علاء الدوله از اصفهان بگريخت و مسعود بر بقاياى ذخاير آن مستولى شد . علاء الدوله نزد ملك ابو كاليجار ، به شوشتر ( تستر ) رفت و اين بعد از انهزام ابو كاليجار از جلال الدوله در سال 421 بود . ابو كاليجار وعده داد كه چون با عمش جلال الدوله آشتى كند به يارى او خواهد پرداخت . در اين احوال سلطان محمود بمرد و مسعود به خراسان بازگرديد . فناخسرو پسر مجد الدوله را كه در قصران [ 3 ] موضع گرفته بود هواى تسخير رى در سر افتاد . جمعى از ديلم و كرد را گرد آورده آهنگ رى نمود ولى از نايب سلطان مسعود در رى شكست خورد و جماعتى از سپاهيانش كشته شدند و بار ديگر به دژى كه در آن پناه گرفته بود ، بازگرديد . علاء الدولة بن كاكويه بعد از مرگ محمود از نزد ابو كاليجار از اهواز بازگشت . وحشت
هامش
[ ( 1 ) ] متن : استراباد [ ( 2 ) ] متن : جعفر بيك [ ( 3 ) ] متن : عمران .