تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
ابو سهل از آزاد ساختن او امتناع كرد . غزان از رى بيرون رفتند و سپاه جرجان برسيد و در حوالى رى با غزان نبرد آغاز كرد . غزان سردار ايشان را با دو هزار تن اسير نمودند و به سوى آذربايجان راندند . اين واقعه در سال 427 اتفاق افتاد . چون غزان از رى رفتند علاء الدوله به رى آمد . مسعود بن محمود بن سبكتكين او را به رى دعوت كرده بود و چنان مىنمود كه در طاعت اوست . آنگاه نزد ابو سهل حمدونى كس فرستاد و از او خواست كه مالى به عهده گيرد . ابو سهل از تضمين چنين مالى امتناع كرد . علاء الدوله از او بيمناك شد و نزد غزان كس فرستاد كه بازگردند تا آنان را اقطاع دهد . باشد كه به پشتگرمى آنان بتواند در برابر مسعود پايدارى كند . از غزان جماعتى بازگشتند و نزد او ماندند . سپس از او برميدند و در آن بلاد و نواحى دست به اغتشاش و غارت زدند . علاء الدوله بار ديگر به ابو سهل نامه نوشت و تعهد كرد كه خراج به عهده مىگيرد و به فرمان سلطان مسعود گردن مىنهد . ابو سهل بپذيرفت و به نيشابور لشكر آورد . علاء الدوله نيز بر رى مستولى شد . مردم آذربايجان براى راندن غزانى كه به سرزمين ايشان مىرفتند متفق شده قدم به ميدان كارزار نهادند و غزان را سخت فرو كوفتند . غزان پراكنده شدند و جماعتى از ايشان به رى آمدند . سردار اين گروه بوقا بود ، جماعتى نيز به همدان رفتند ، سرداران اين گروه منصور و كوكتاش بودند . اينان ابو كاليجار بن علاء الدوله را در همدان محاصره كردند . مردم شهر نيز به يارى او برخاستند . محاصرهء همدان زمان درازى مدت گرفت تا آنگاه كه ابو - كاليجار با آنان مصالحه كرد و دختر كوكتاش را به زنى گرفت . اما آن گروه كه به رى آمده بودند علاء الدولة بن كاكويه را در آنجا محاصره نمودند . فناخسرو پسر مجد الدوله و كامرو [ 1 ] ديلمى فرمانرواى ساوه نيز به ايشان پيوستند و مدت محاصره به درازا كشيد . علاء الدوله شب هنگام از شهر بيرون آمد و به اصفهان گريخت . مردم شهر پريشان شدند و به هر جاى گريختند . شب هنگام غزان به شهر داخل شدند و همه جا را غارت كردند . جماعتى از ايشان از پى علاء الدوله رفتند ولى بر او دست نيافتند . پس به كرج بازگشتند و آنجا را نيز طعمهء تاراج نمودند . ناصغلى از سران غز به قزوين راند و با آنان جنگيد تا با او به هفت هزار دينار مصالحه كردند و به اطاعت او در آمدند . چون رى را گرفتند بار ديگر به محاصرهء همدان بازگشتند . ابو كاليجار همراه با وجوه و اعيان از شهر بيرون رفت و در كنگور [ 2 ] نشست . غزان همدان را گرفتند . سردارانشان كوكتاش
هامش
[ ( 1 ) ] متن : كامد [ ( 2 ) ] متن : كنكون .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 694 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى