تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
امارت داده بود . سپس كردان جوزقان [ 1 ] را نيز كه رياستشان با ابو الفرج بابونى بود به قلمرو او در افزود . ميان ابو جعفر و ابو الفرج خلافى افتاد . مشاجره نزد علاء الدوله بردند و او در ميانشان صلح افكند و هر يك را به مستقر خويش بازگردانيد . چندى بعد ابو جعفر ، ابو الفرج را كشت و جوزقان عصيان كرد و فسادى عظيم پديد آمد . علاء الدوله براى دفع شر ايشان سپاهى روانه كرد [ و ابو منصور پسر عم خود را بر آنان امارت داد و فرهاد بن مرداويج و على بن عمران را نيز با او همراه كرد . چون كردان جوزقان از آمدن ابو منصور خبر يافتند نزد على بن عمران رسولى فرستادند تا سبب مصالحهء ايشان با علاء الدوله گردد و جماعتى از ايشان نيز نزد او آمدند . على بن - عمران پاى در ميان نهاد تا ميان ايشان و علاء الدوله آشتى افكند ولى ابو جعفر و فرهاد از او مىخواستند كه جماعتى از جوزقان را كه نزد او آمده‌اند به ايشان تسليم كند ، و قصد آن كردند كه به قهر آنان را بستانند . پس ميان دو گروه نبرد افتاد ، على بن عمران و جوزقان از يك سو و ابو جعفر و فرهاد از ديگر سو . در اين نبرد فرهاد منهزم گرديد . و ابو جعفر و ابو منصور پسر عموهاى علاء الدوله اسير گشتند و ابو جعفر به قصاص كشته شد و ابو منصور به زندان افتاد ] . [ در سال 418 ميان علاء الدولة بن كاكويه و اسپهبد و يارانش نبرد افتاد . سبب آن بود كه چون على بن عمران از اطاعت علاء الدوله كاكويه سر بر تافت به اسپهبد صاحب طبرستان پيوست . او با ولكين پسر وندرين در رى بود ، على بن عمران او را به قصد بلاد جبل برانگيخت . همچنين با منوچهر بن قابوس بن وشمگير مكاتبه آغاز نهاد . اسپهبد و ولكين و على بن عمران و سپاهى كه از جانب منوچهر بن قابوس بن وشمگير آمده بود اصفهان را محاصره كردند . علاء الدوله در اصفهان بود ] علاء الدوله اموالى گزاف ميان سپاهيان خود تقسيم كرد ، همچنين كوشيد تا از كردان جوزقان دلجويى نمايد ، آنان نيز بار ديگر سر به فرمان آوردند و جنگ را به جد در ايستادند . علاء الدوله پيروز شد و پسران ولكين در جنگ كشته شدند . او خود با اندكى از معركه جان به در برده ، به راه جرجان رفت . اسپهبد با پسران و وزيرش اسير شد و در اواسط سال 419 در اسارت ديده از جهان بر بست . على بن عمران در قلعهء كنگور موضع گرفت ، علاء الدوله او در محاصره گرفت . ولكين نزد دامادش منوچهر بن قابوس رفت و او را به طمع تسخير رى [ 2 ] انداخت . يكى از پسران ولكين ، داماد علاء الدولة بن كاكويه بود . دختر او را به زنى داشت . علاء الدوله شهر قم را به اقطاع او داده بود او نيز عصيان كرد و به پدر خود ولكين پيوست . او نيز با سپاه منوچهر بن قابوس به رى تاخت و با مجد الدوله نبرد در پيوست . عاقبت ميان على بن عمران و علاء الدوله مصالحه
هامش
[ ( 1 ) ] متن : جودرقان [ ( 2 ) ] متن : دخكت ( ؟ )