تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦
از او حق البيعه خواستند . ابو الفوارس به ابو محمد بن مكرم اشارت كرد . ابن مكرم از اين امر ناخشنودى نمود و در انجام آن مماطلت ورزيد . ابو الفوارس نيز او را بگرفت و بكشت . پسرش ابو القاسم [ 1 ] نزد ابو كاليجار به اهواز رفت . ابو كاليجار از اهواز سپاهى بسيج كرده به فارس آمد . امور دولت او را ابو مزاحم [ 2 ] صندل خادم كه مربى او بود بر عهده داشت . ابو كاليجار با سپاه خود به فارس آمد . ابو منصور حسن بن على النسوى [ 3 ] وزير ابو - الفوارس با سپاه خود به مدافعت بيرون آمد . چون جنگ در گرفت سپاه ابو الفوارس در هم شكست و لشكرگاهش به تاراج رفت و ابو الفوارس خود به كرمان گريخت و ابو كاليجار شيراز را بگرفت و بر ديگر بلاد فارس استيلا يافت . چون ابو كاليجار به فارس آمد با آن گروه از ديلم كه در شيراز بودند دل بد كرد ولى آن گروه از ديلم كه در فسا [ 4 ] ، و در طاعت ابو الفوارس بودند قصد آن داشتند كه با ابو كاليجار آشتى كرده نزد او بيايند . آنان كه در شيراز بودند و از ابو كاليجار آزار مىديدند از آنان خواستند كه همچنان در طاعت ابو الفوارس باقى بمانند . آنگاه سپاه ابو كاليجار بر او بشوريدند و از او خواستار ارزاق خود شدند . ديلم نيز با آنان يار شدند . ابو كاليجار به نوبندجان گريخت و از آنجا به شعب بوان شد . آن گروه از ديلم كه در شيراز بودند به ابو الفوارس نامه نوشتند و او را به شيراز فراخواندند [ ابو الفوارس به شيراز آمد و آنجا را بگرفت ] ولى پس از گفتگوهايى ميان دو گروه صلح افتاد . بدين گونه كه فارس و كرمان از آن ابو الفوارس باشد و خوزستان از آن ابو كاليجار . [ ابو الفوارس به شيراز آمد و ابو كاليجار به فارس رفت . پس از چندى وزير ابو الفوارس دست به آزار مردم گشود . در اين حال ابو منصور بن مافنه ، صندل خادم را به بازگشت به شيراز تحريض كرد ] زيرا با جدايى از شيراز نعمت بزرگى را از دست داده بودند . و ديلم سر به فرمان او داشتند . عاقبت ابو كاليجار و عمش ابو الفوارس عزم نبرد كردند . در اين نبرد ابو الفوارس شكست خورده به درابجرد گريخت ، و ابو كاليجار بر فارس مستولى شد . ابو الفوارس با ده هزار سپاهى از كردان آهنگ نبرد او كرد ، ميان بيضا و اصطخر نبرد در گرفت . بار ديگر ابو الفوارس شكست خورده به كرمان گريخت و ابو كاليجار بر فارس مستولى شد و در سال 417 بر سرير پادشاهى فارس مستقر گرديد .

وفات مشرف الدوله و پادشاهى برادرش جلال الدوله

مشرف الدوله ابو على بن بهاء الدولة بن بويه ، سلطان بغداد ، در ماه ربيع الاول سال 416 پس از پنج سال پادشاهى وفات كرد . پس از او در بغداد به نام برادرش جلال الدوله كه در بصره بود خطبه خواندند و خواستند كه به بغداد رود ولى او به بغداد نرفت بلكه راهى واسط شد و در آنجا بماند ، سپس به بصره بازگشت . پس نام او را از خطبه بيفكندند و به نام پسر
هامش
[ ( 1 ) ] متن : قاسم [ ( 2 ) ] متن : ابن مزاحم [ ( 3 ) ] متن : النسوى [ ( 4 ) ] متن : نسا .