برانگيخت ، و بيعت با ابو الفتوح حسن بن جعفر العلوى امير مكه را در چشم او بياراست .
او نيز ابو الفتوح را به رمله فرا خواند و با او بيعت كرد . آنگاه از سوى مصر مالى براى حسان بن المفرج فرستادند ، اين مال سبب شد كه همهء اين رشتهها پنبه شود . ابو الفتوح به مكه بازگرديد و ابو القاسم آهنگ عراق نمود و به فخر الملك ابو غالب پيوست . به علت ارتباطى كه با مصر و خلفاى شيعى مصر پيدا كرده بود ، خليفه القادر باللّه فرمان داد كه فخر الملك ابو القاسم را از خود دور كند ، او نيز از نزد فخر الملك به نزد قرواش به موصل رفت و كاتب او شد ولى در آنجا نيز كارش سامان نيافت و به عراق معاودت نمود و همچنان دستخوش تقلب احوال بود تا آنگاه كه بعد از مؤيد الملك رخجى به وزارت رسيد . در اين مقام كه بود با سپاهيان روشى نكوهيده داشت . تركان بر او و به سبب او بر اثير عنبر بشوريدند . آن دو به سنديه رفتند . مشرف الدوله نيز با آنان همراه بود . قرواش آنان را پذيرا شد . سپس به اوانا رفتند . تركان از كارى كه كرده بودند پشيمان شدند . مرتضى و ابو الحسن الزينبى را نزد ايشان فرستادند و معذرت خواستند . اثير عنبر [ 1 ] ، تا آنان را عليه وزير بشوراند ، نوشت كه ارزاق و جامگى شما در نزد وزير است . چون ابو القاسم خبر يافت بترسيد و نزد قرواش گريخت . مدت وزارت او دو ماه بود . تركان نزد مشرف الدوله و اثير عنبر آمدند و آنان را به بغداد باز - گردانيدند .
وفات سلطان الدوله در فارس و پادشاهى پسرش ابو كاليجار و قتل ابن مكرم
سلطان الدوله ابو شجاع بن بهاء الدوله ، فرمانرواى فارس در شيراز بمرد . ابو محمد [ 2 ] بن مكرم زمام امور دولت او را به دست داشت و او را دل با ابو كاليجار بن سلطان الدوله بود ، ابو كاليجار در اين روزها فرمانرواى اهواز بود ، از اين رو ابو كاليجار را براى پادشاهى بعد از پدرش دعوت نمود و حال آنكه تركان را دل با عم او ابو الفوارس بن بهاء الدوله فرمانرواى كرمان بود و اينان او را به شيراز فرا خواندند تا جانشين پدر شود . ابو كاليجار دير جنبيد و ابو الفوارس بيامد و بر پادشاهى دست يافت .
[ ابو المكارم پسر ابو محمد بن مكرم پدر را اشارت كرد كه چون آتش اختلاف بالا گرفته است تو خود را به سويى بكش و چون ابو محمد بدين نصيحت گوش نداد ] ابو المكارم خود به بصره رفت . العادل ابو منصور بن مافنه او را گفت كه به سيراف رود تا در امان ماند ولى ابو المكارم به سيراف عزيمت كرد و العادل ابو منصور را به كرمان فرستاد تا ابو الفوارس را حاضر آورد . العادل ابو منصور بن مافنه به كرمان رفت تا ابو الفوارس را بياورد . او دوست ابو - محمد بن مكرم بود . كار ابو محمد بن مكرم در نزد ابو الفوارس بالا گرفت . سپاهيان ابو الفوارس
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ابو القاسم
[ ( 2 ) ] متن : محمد بن مكرم .